زبان ها آیکن زبان ها
لودر سایت
لودر سایت


در زمان های قدیم بافت فرش های بزرگ گاهی تا چند ماه طول می کشید و دختران و زنان جوان از بافتن آن و از اینکه تمام نمی شد، حوصله شان سر رفته، خسته می شدند. آنان برای بیان این خستگی در حین بافتن فرش، اشعار و آوازهایی را زمزمه می کردند که از این موضوع حکایت دارد:

آیاغ منگ بندی حالی
یوره گیم یاندی حالی
سنی کسم حالی
اوباده گسم حالی

ترجمه
پایم را بسته ای ای قالی
دلم را سوزانده ای قالی
کاش تو را زودتر تمام کنم قالی
در روستا گردش می کردم

اشعار زیر نیز از خسته شدن قالی باف از کار زیاد و در عین حال از علاقه آنان به حرفه قالی بافی حکایت می کند.

گوگرش گوگریب گوزدان گتمه یار
آغیر باسلیق ورسام دویبی یتمه یار
دوقما دوقیب چقدی منینگ بیزاریم
دوقیما سام یتمیارده قراریم

ترجمه
گل های قالی خلق می شوند و تمام شدنی نیست
با ضربه های سنگین هم کار به پیش نمی رود
از قالی بافی بیزار گشته ام
اگر نبافم قراری ندارم

نکته جالب دیگر در قالی بافی این است که در موقع تمام شدن بافت آن، جشن و سرور بر خانواده و بر محیط حاکم می شود و بافندگان از اینکه کار طولانی و با اهمیتی را به پایان رسانده اند، خوشحال هستند و به دنبال آن خبر پایان گرفتن قالی بافی آن خانواده در بین همسایه ها پخش می شود و آنگاه همسایه ها، خویشان و فامیلان آنها در آن روز و یا روزهای بعد به آنجا می آیند و با ریختن سکه های پول ابراز شادمانی کرده و به آنها تبریک می گویند، در این موقع بچه ها به محض دیدن مهمان تازه وارد جمع خانه شده و منتظر گرفتن سکه های پول می مانند، بنابراین با آمدن مهمان یک دنیا شادی و نشاط در خانه بوجود می آید و صدای «قوتلی بولسین» آنان به معنی مبارک باشد، فضای محیط را پر می کند و بدین ترتیب تا چند روز آمد و شد مهمانان ادامه می یابد که این مراسم جالب و دیدنی است.

منبع
زن ترکمن- موسی جرجانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *