زبان ها آیکن زبان ها
لودر سایت
لودر سایت

آواز زنان قالی باف


در زمان های قدیم بافت فرش های بزرگ گاهی تا چند ماه طول می کشید و دختران و زنان جوان از بافتن آن و از اینکه تمام نمی شد، حوصله شان سر رفته، خسته می شدند. آنان برای بیان این خستگی در حین بافتن فرش، اشعار و آوازهایی را زمزمه می کردند که از این موضوع حکایت دارد:

آیاغ منگ بندی حالی
یوره گیم یاندی حالی
سنی کسم حالی
اوباده گسم حالی

ترجمه
پایم را بسته ای ای قالی
دلم را سوزانده ای قالی
کاش تو را زودتر تمام کنم قالی
در روستا گردش می کردم

اشعار زیر نیز از خسته شدن قالی باف از کار زیاد و در عین حال از علاقه آنان به حرفه قالی بافی حکایت می کند.

گوگرش گوگریب گوزدان گتمه یار
آغیر باسلیق ورسام دویبی یتمه یار
دوقما دوقیب چقدی منینگ بیزاریم
دوقیما سام یتمیارده قراریم

ترجمه
گل های قالی خلق می شوند و تمام شدنی نیست
با ضربه های سنگین هم کار به پیش نمی رود
از قالی بافی بیزار گشته ام
اگر نبافم قراری ندارم

نکته جالب دیگر در قالی بافی این است که در موقع تمام شدن بافت آن، جشن و سرور بر خانواده و بر محیط حاکم می شود و بافندگان از اینکه کار طولانی و با اهمیتی را به پایان رسانده اند، خوشحال هستند و به دنبال آن خبر پایان گرفتن قالی بافی آن خانواده در بین همسایه ها پخش می شود و آنگاه همسایه ها، خویشان و فامیلان آنها در آن روز و یا روزهای بعد به آنجا می آیند و با ریختن سکه های پول ابراز شادمانی کرده و به آنها تبریک می گویند، در این موقع بچه ها به محض دیدن مهمان تازه وارد جمع خانه شده و منتظر گرفتن سکه های پول می مانند، بنابراین با آمدن مهمان یک دنیا شادی و نشاط در خانه بوجود می آید و صدای «قوتلی بولسین» آنان به معنی مبارک باشد، فضای محیط را پر می کند و بدین ترتیب تا چند روز آمد و شد مهمانان ادامه می یابد که این مراسم جالب و دیدنی است.

منبع
زن ترکمن- موسی جرجانی

آواز و موسیقی ترکمن


درباره سابقه ساز و آواز ترکمن های ایران معمولات اندکی در دست است و اساسا درباره گذشته سازهای موسیقی ترکمن تحقیقات همه جانبه ای صورت نگرفته است.
اطلاعات ما دباره نوازندگان و ساز و آوازهای ترکمنی از سفرنامه های سیاحان روشن می شود که «در اواخر سده ششم و اوائل سده هفتم میلادی – اواخر دوره ساسانی- عده ای از نوازندگان سمرقند و بخارا و کاشغر و ترفان در دربار چین استخدام شدند و نوازنده ای ترکمن به نام « کوشا یا قوشا» بربط ترکمنی (باربیوت، باربیوتس یه یونانی و پیپه به چینی) به همراه خود به چین برد.

موسیقی ترکمنی، همانند موسیقی سایر ملل که ریشه در عقاید مردم دارد، از ذهن مردم و آوازهای آنان الهام می گیرد، نوازنده به زبان ترکمنی بخشی نامیده می شود که معنی متفاوتی است. در ایام اویغورها، بخشی به کسی که خط اویغوری را بتواند بخواند اطلاق می شده و یا در زبان چینی کلمه بخشی، از کلمه پاکشی به معنای استاد و کسی که حالات شامان را به خود می گرفته اطلاق می شده است. و برخی نیز معتقدند بخشی ریشه آریایی داشته به معنی بخش کردن و تقدیم داشتن آمده و گروهی معتقدند که این بخشی کلمه ای مغولی است.
بخشی ها، زبان گویای مردم ترکمن بوده و در ایامی که نگارش کتبی وجود نداشت، رسالت عظیم ادامه دادن روایات و داستان ها، نقل ها و اساسا حرکت تاریخی – فرهنگی را مردانه بدوش کشیدند. نخستین گروه از این رادمردان را می توان باباقورد قهرمان دوره اوغوزی و پیشگوی قوم دانست، وی با قوپوز (دوتار) خود داستان های عامیانه اوغوزها را برای ما به یادگار گذاشته که تحت عنوان اوزان مطرح است.
بخشی های ترکمن در طول تاریخ سراسر رنج و زحمت، شادی ها، دردها، آمال و آرزوهای مردم را با دوتار خود که اصطلاحا به آن تامدره (تبوره) نیز می گویند بازگو کرده اند.

تاریخ موسیقی ترکمن نام آورانی چون شوکر بخشی، قره دالی گوگلن، باو بخشی و مختومقلی قارلی دارد. ترکمن ها روایت می کنند که قدرت اعجاز دوتار از یک قشون بیشتر است. یکبار که برادر شوکر بخشی را خان خیوه به اسارت برده بود، بخشی توانست با پیروزی بر نوازنده دربار، برادرش را از چنگ خان نجات دهد و یا داستان زندگی حاجی قولاق حاکی از ستمی است که بر این گروه توسط خان ها و بگ ها رفته است به گونه ای که دست های نوازنده را خان می بُرد تا دیگر نتواند بنوازد.