زبان ها آیکن زبان ها
لودر سایت
لودر سایت
نوامبر 23, 2020 #turkmensahra #turkmenistan #turkey #türkmen #türkmenistan #turkmen #turkmenmusi…

#turkmensahra #turkmenistan #turkey #türkmen #türkmenistan #turkmen #turkmenmusi…


#turkmensahra #turkmenistan #turkey🇹🇷 #türkmen #türkmenistan #turkmen #turkmenmusic #turkmenistan🇹🇲 #tabriz #turkmentalyp #turkmenler #turkmens #turkmenhaly #turkmenhalı
#تركمنصحرا #تورکمنصحرا #تورکمنی #ترکمن #ترکمنی #ترکمن_صحرا #تورکمن_صحرا #تورکمن_آیدیم #تورکمن #ترکمن_ایلیم#فرش #فرش_ترکمن #فرش_ترک

 

اکتبر 4, 2020 طرح یا نقش در فرش ترکمن

طرح یا نقش در فرش ترکمن


طرح یا نقش در نزد ترکمن ها گؤل / گل خوانده می شود. هنری است تجریدی به این معنا که بافنده ی ترکمن با توجه به اشیاء، خطوط هندسی، عوامل طبیعی موجود در محیط زندگی، خواسته ها، اعتقادات و باورهای خود، طرحی نو در می اندازد، آن سان که ترجمان حالات و احساسات درونی او باشد. این نقش ها همراه با نقش مایه ها یعنی ریز نقش های تکرار شونده نشان می دهند که در ورای هر یک، مردمی زندگی می کنند با فرهنگ، با ذوق، با سلیقه و با بینشی راستین.
اگر چه هر یک از نقش ها و نقش مایه ها به تنهایی دارای معنی و جلوه ای خاص هستند. در مجموع مانند نت های موسیقی، نوایی دیگر سر می دهند و سخنی تازه دارند.
اینک اهم نقش های ترکمن را که نمادی از زندگی ساده ی ایلی، سنت ها و باورهای آن قوم، در روزگاران گذشته است به شرح زیر معرفی می کنیم.

ماری گل/ کوشک دابان
ماری گل که به «طرح ترکمن، طرح تکه و کوشک دابان / جای پای شتر» نیز شهرت دارد، نقشی سنتی و شاخص ترین فرش بین ترکمن هاست.
علت نام گذاری این نقش به کوشک دابان قداست شتر در بین ترکمن هاست تا آنجا که این مردم قدرشناس، آن حیوان پرطاقت و زحمت کش را جزء اولیا می دانند.
علت دیگر این که ترکمن های مسلمان شده (در قرن 5 ه ق) برای پرهیز از کراهت نقش جانداران، به چنین انتزاعی کشیده شده اند. بدین ترتیب، قداست حیوان را ارج نهاده، هم از فرامین دین خود، پیروی کرده، هم خواسته های دل خود را بر آورده است.
ماری گل با گره های نازک و زیبا بافته می شود و در اصل، هشت ضلعی تکرار شونده است با نقش مایه های هندسی (مستطیل، مربع، لوزی و …) که در تمام حاشیه های قالی بافته می شود. یک طرح ساده ی رتیل مانند نیز از طرح های اصلی آن است. در ترکمنستان سرآغاز بسیاری از کتاب ها با نقش ماری گل مزین است زیرا که این نقش، نماد قوم ترکمن محسوب می شود. نوع بافت ماری گل با گره های متقارن و یک پود است و پرز آن معمولا ارتفاعی متوسط دارد.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

قابسه گل/ قبسه گل
این نقش متعلق به طایفه جعفربای و ملهم از پرنده ای است که در سواحل دریای خزر زندگی می کند و در میان چهارپایان تخم می گذارد. ترکمن ها این پرنده را مورد احترام می دانند.
قابسه گل طرح سنتی فرش یموت است و معمولا به شکل لوزی در دو سر آن، بافته می شود و حاشیه ی آن را طرح های ساده ای از شاهین یا برگ درخت تشکیل می دهد.
فرش یموت از لحاظ کیفیت نست به فرش تکه در درجه ی پایین قرار دارد و لی از لحاظ قدرت طرح و رنگ آمیزی برتر است. معمولا با زمینه ای گوجه ای، زنگ زده، قرمز با ترکیب سفید، قهوه ای روشن و زرد بافته می شود.
نقشه قابسه گل تکراری و سرتاسری است. در تدوین نقش مایه های آن از دو چشم انسان، بینی و دهان، الهام گرفته شده است که به وسیله ی کثیر الاضلاعی ساده در زمینه ی فرش تکرار می شود.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

طغر گل
طغر گل یا نقش عقاب متعلق به طایفه جعفربای است. این نقش، طغرل سلجوقی را تداعی می کند که در سال 432 ه ق بعد از پیروزی بر مسعود غزنوی وارد نیشابور شد در حالی که بر یک دست، عقابی دست آموز و در دست دیگر شمشیری عریان داشت. این طرح، علاوه بر طغرل و شجاعت های او، تصویر دشت بی کران را نیز تداعی می کند که محل جولان ترکمن های کوچ نشین بوده است.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

طرح قابوس
اسن طرح در سال های اخیر ابداع شده و مخصوص قالیچه است، برگرفته ای آرامگاه قابوس ابن وشمگیر ملقب به شمس المعالی.
دستور بنای این آرامگاه در سال 397 ه ق / 375 ه ش صادر شد و در محل کنونی شهر گنبد کاووس بنا گردید.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

آینه گل
این نقش را بیشتر ترکمن های یموت- طایفه جعفربای- در بافت خود به کار می برند.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

درناق گل
این نقش به طایفه ی جعفربای از قبیله ی یموت تعلق دارد.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

طرح درناق گل، کار استاد نیازی با الهام از کتاب مشکووا

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

گرمج گل
این نقش را با نام حصار گل نیز می شناسند و متعلق است به قبیله تکه. علت نام گذاری آن است که فرشینه های منقش به این گل را در اطراف جای چهارپایان می کشیدند.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

گلین بارماق گل / انگشت عروس
نقش گلین بارماق بر حاشیه قالی و نیز و نواری منقش به کاروان شتران بافته می شود که خنچه های عروس را در مسیر زندگی آینده حمل می کند و در تلاطم همیشگی زندگی، زینت بخش اُی/ آلاچیق ترکمن است.
این نقش را به این علت گلین بارماق خوانده اند که نمادی از انگشت های تازه عروس به شمار می رود که در هنگام بافتن قالی زخمی شده است.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

نقش قوچاق/ شاخ قوچ
نقش مایه این طرح را از شاخه قوچ گرفته اند که در بین مردم ترکمن نمادی از قدرت، نعمت و باروری بوده است.
زن و دختر ترکمن در بافتن این طرح، تخیلات خود را در تجسم مردی که چون قوچ، قوی، کوبنده، مقاوم، سریع، نجیب، وفادار و بارور سات یه کار می گیرد و در دندانه دندانه ی گره هایی که بر تارهای قالی می زند، مکنونات قلبی خود را جاودانه می سازد.

گل آیدی / آیت لیق
این نقش، گلی است مرکب از 9 گلبرگ و می تواند نمادی از 9 قبله ترکمن باشد که در آغاز تاریخ خود « تغوز اوغوز / 9 اغوز» خوانده می شدند.
تعبیر دیگر برای این نقش این است که عدد 9 نیز مثل عدد 7 در بین ترکمن ها عددی است مبارک و ترکمن ها روزهایی را که عدد 9 و 7 در آن باشد، مقدس می شمارند و کارهای مهم خود را در آن روزها انجام می دهند. مثل روزهای (9- 19- 29) یا روزهای (7- 17- 27).
این نقش، شاید نمادی نیز باشد از 9 ماه و 9 روز و 9 ساعت بارداری زن. بر این اساس که زنان نازا نقش گل آیدی را بر سر آستین و یقه ی لباس خود، سوزن دوزی می کردند؛ با این امید که بچه دار شوند. دختران نیز به اعتبار 9 گل این نقش، جهیزیه ی خود را به 9 بخش تقسیم می کردند. (ولی متاسفانه بر اساس نوآوری هایی تعداد آن را افزایش داده، به 12 نقش و گاهی به 24 نقش رسانیده اند.)
نقش گل آیدی پس از اسلام آوردن ترکمن ها در قرن 5 ه ق «آیت لیق» نامیده شد. آیت، اشاره است به آیه های قرآن کریم که در روزهای عزاداری برای آمرزش مرده می خوانند و لیق پسوند نسبت است در زبان ترکمنی.
اکنون نقش آیت لیق را به روی فرشی به نام پلاس می بافند و در هنگام حمل مرده به گورستان، آن را به روی متوفی پهن می کنند و با این عمل، امیدوار هستند که خداوند حرمت نام آیت لیق از گناهان شخص مرده بگذرد.

نقش خرچنگی
نقش مایه ی این طرح که در فرش های ترکمن دیده می شود به خرچنگ شبیه است و به شکل خطوط مستقیم هندسی جلوه می کند. نوشته اند که این نقش در زمان صفویه از قفقاز به ایران آوره شد.

نقش جرن گؤز / چشم آهو
این نقش در بین طوایف ترکمن رایج است و به شکل کثیر الاضلاعی در زمینه ی فرش تکرار می شود و در اغلب فرش های ترکمن به عنوان نقش مایه ای زیبا مورد استفاده قرار می گیرد.

طرح رتیل
طرحی است ساده و از طرح های اصلی در قالی تکه.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

طرح آخال / تکه
اساس این طرح را گل های مربع چشم گاوی تشکیل می دهد که در سرتاسر متن و بعضا در حاشیه ی فرش می بافند. این طرح با خطوط شکسته ی هندسی است و عشایر ترکمن آنرا با نقشه های گوناگون می بافند.

طرح قاشقی
این طرح به شکل لوزی و زمینه ی فرش بافته می شود و ملهم از قاشق های چوبی ترکمن است.

طرح بشقابی
این طرح متعلق به قبیله یموت است و به شکل بشقاب با گل های 8 پر است. این نقش در نزد قالیباف های ترکمن به اشکال کوچکی اطلاق می شود که به اشکال دایره، مربع، مستطیل، بیضی و دارای کنگره است.

طرح آفتاب
این طرح را در کشور ترکمنستان می بافند و اقتباسی است از کتاب طرح ها و نقشه های قالی در آسیای مرکزی، تالیف مشکورا.

نقش عود سوزانی
این نقش قدمتی 5500 ساله دارد.

نقش خان قامچی
نقشی است از تازیانه که خان برای تاختن اسب به کار می برده است.

نقش آق سو
این نقش را با الهام از کانال دام داران پدید آورده اند.

طرح پای فیل
طرحی از فرش ترکمن است با زمینه ای قرمز و قهوه ای متمایل به قرمز و نقش یک سلسله کثیرالاضلاعی به نام نقش فیل. این طرح به صورت جا نمازی و گاهی بزرگ تر در ترکمن صحرای ایران و ترکمنستان بافته می شود.
طرح پای فیل با نقش مایه هندسی هشت گوش یا لوزی بافته می شود که با ایجاد تغییرات در تزیینات و رنگ آمیزی آن، نقش های مختلف فراهم می شود. در میان لوزی ها، نقش مایه گل و برگ درخت نیز مشاهده می شود. پرز این قالیچه ها معمولا از لحاظ ارتفاع متوسط است.
طرح پای فیل نوعی از طرح بخارا است که طرح ترکمن یا طرح ماری گل یا طرح تکه نیز خوانده می شود.

از دیگر نقش های قالی ترکمن می توان نقش های زیر را نام برد:
اصیل گل، جعفربای گل، کجاوه گل، آقایق، اوغان/ بافت تکه، ارساری، چهارقاب، شانه ای/ بافت عمومی، انسی گل، قزل آیاق، توینک، قؤش، پنجارا / پنجره.

منبع
نگاهی به فرهنگ مادی و معنوی ترکمن ها
گنبد دردی اعظمی راد
تصاویر نقش ها از سایت قالی ایران

تاریخچه فرش ترکمن


در دنیای كشفیات پیشرفته هنر دست بشریت، تكنیك تولید فرش جایگاه ویژه ای دارد. در گستره تاریخ، تكامل و توسعه فرش یكی از نشانه های هنر دست شرق شد. در شرق هیچ فرآورده دیگری جز فرش این چنین با این شدت بر غرب تسلط نیافت. امروزه این فرش در محیط جغرافیایی گسترده ای بافته می شود. دراین عرصه اگر شرق آسیا را مستثنی كنیم، تولید آن از آسیای صغیر شروع و تا سمرقند و مرزهای چین پایان می یابد. تعیین دقیق اینكه تولید فرش در شرق در چه زمانی، كجا و به دست چه كسی برای نخستین بار بافته شده یا در حقیقت اختراع شده، معلوم نیست.
تاریخ آشكار و روشن فرش دستباف در پانصد سال پیش از میلاد آغاز می شود. فرش پازیریك كه کهن ترین فرش بافته شده از نخ و پشم شتر است، به این دوره تعلق دارد. این فرش در گور پادشاه اسكیت ها، مردم منطقه بخش جنوبی سیبری یافت شد. طرح و نقش و نگار این فرش سنجیده شده و دارای تنوع رنگ و تراكم گره ها در هر متر مربع سه هزار و دویست گره بوده است. ساختمان طرح و نقش این فرش آن علامت مشخصه ای را نشان می دهد كه خود را پیش از هر چیز دیرتر در فرش ایرانی پیدا شدند. زمینه این فرش سرخ و حاشیه های باریك دور تا دور آن باطرح هندسی هشت ضلعی پر شده كه دیرتر در فرش های تركمنی به طرح گؤل (Göl) تركمن شبیه است. در این حاشیه های باریك كه با جانوران افسانه ای بالدار در چهارضلعی های كوچك و گل های ستاره مانند كوچك نیز نقش بسته، به یك حاشیه عریض با طرح گوزن های پشت سر هم و در حال حركت ختم می شود. حاشیه اصلی را سواركاران سوار براسب پركرده و زیر زین های اسب این سواركاران در رنگ های متنوع طرح شده و كناره های بیرونی فرش با حاشیه بافت باریك شبیه میانه فرش نقش شده است. رنگ های به كاربرده شده دراین فرش، سرخ، آبی روشن، زرد متمایل به سبز و نارنجی است. نوع گره آن گره تركی است. عقیده بر این است كه اسب و سواركاران آن یادآور نقش های تخته سنگ نینوا و تخت جمشید ایران قدیم است. اما شماری از پژوهشگران در این فرش ارتباط بلافصلی را بین كورگانِ پازیریك با فرهنگ تركی كهن می بینند.

تاریخ بافت فرش به دلیل اینكه به گونه ای ناکامل برای ما از نسلی به نسل دیگر رسیده، برای همین نمی توان داده های دقیق درباره آن گفت. البته برای تعدادی گروه خاص از فرش ها می توان تقریبا به طور مطمئن منشاء و تكامل نقش ها را تعیین كرد. بدون شك منشاء فرش در مشرق زمین است. احتمالا پیدایش آن از ضرورت گرم كردن چادر (یورت) كه ازسوی شبانان چادرنشین اختراع شده، سرچشمه می گیرد.
در بارة این مسئله كه فرش پازیریك در كجا بافته شده،‌ نظر واحدی بین پژوهشگران نیست و تا به امروز هم بطور قطع و یقین روشن نشده است. پژوهشگر م. دیماند (M.Dimand) در این فرش محصول و فرآورده های ایران را می بیند، كه در آن موتیف های آشوری های بابل، هخامنشی و اسكیت های منطقه جنوب سیبری آمیخته شده اند.
پژوهشگر یو. شورمان (U. Schürman) بر این عقیده است كه این فرش در مناطق آذربایجان و ایران آن زمان بافته شده است. عقیده دیگری را ج. بنت (J.Bennet) نمایندگی می كند. وی در فرش پازیریك كار و محصول اسكیت های مغول را می بیند كه در آن هنر سبك حیوانات نقش بسته است. وی معتقد نیست كه این فرش در ایران تولید شده باشد و عقیده خود را چنین مدلل می سازد كه اسكیت ها خود یكی از خلق هایی بودند كه خود را دایم در مهاجرت به سوی غرب می دیدند. به نظر می رسد چنین چیزی غیر ممكن است كه این خلق فرشی را بیش از سه هزار كیلو متر به منطقه خود حمل كرده باشند تا با آن بخواهد گورِ یك حكمران یا اشراف را زینت بخشد. برخی از پژوهشگران آن را اثر ترك های قدیمی آسیای مركزی به حساب می آورند. ج. بِنِت(J.Bennet) با این تزكه مهد و گهواره فرش شرق در تركستان شرقی و مغولستان قرار داشتند به برهان می نشاند.
در بافت فرش پازیریك هیچ اشاره ای به محل تولید آن نیست. گره این فرش گرچه گره فرش ( Ghiord یكی از شهرهای تركیه) را نشان می دهد، اما در گور شبیه آن باقی مانده های فرشی یافت شدند كه گره های آن به صورت گره های Senneh بافت (در كردستان ) هستند. به هر حال این قدیمی ترین فرش شناخته شده، نشان می دهد كه چگونه تعیین محل دقیق باقی مانده های منسوجات آن دوران كه كجا و یا در چه زمانی بافته شده اند دشوار است.
آخرین نظر و عقیده درباره منطقه پیدایش بافت فرش توسط اكتشافات سِرآورل شتاین (Sir Aurel Stei ) ارائه می شود. وی درسال 1920 در كاوش های خود در شهر كهن و قدیمی تجاری لولان در تركستان شرقی باقیمانده های فراوان فرشی را پیدا می کند كه در گره های Ghiord و اسپانیایی بافته شده بودند. این فرش ها متعلق به دویست تا سیصد سال پیش از میلاد بودند. همین جا این پرسش پیش می آید كه آیا این فرش ها در تركستان شرقی بافته شده یا اینكه از غرب ایران بمثابه كالای تجاری آورده شده بوده اند.

پژوهشگر روسی رودنكو در كورگانِ باسادای، واقع در180 كیلومتری غرب پازیریك، زین اسبی را كه از یك قطعه فرش درست شده است، پیدا می كند. گره موجود دراین قطعه فرش به صورت گره Senneh بوده كه در یك مترمربع هفت هزار و پانصد گره وجود داشت. برخی كشف فرش و باقیمانده زین اسب در پازیریك را تاییدی بر سنت نه اتفاقی هنر اسكیت ها دراین منطقه می دانند، كه زین اسب بمثابه كالای صادراتی می توانسته باشد.
باقی مانده های كوچكی از پانصد تا ششصد سال پیش از میلاد توسط آلمانی ها درسال 1906 میلادی كشف شد، كه درآن طرح «سگی در حال حركت» و اشكال لوزی های كوچك ردیف شده قابل شناخت است. این فرش پانصد گره در یك مترمربع دارد. برای سده های متعاقب تا كنون دلایل و مدارك روشن تكامل سپسین و گسترش فرش شرق وجود ندارد. بجز منابع نوشتاری و گزارش تاریخی درمورد فرش دوران ساسانیان (642- 224 ) پیش ازمیلاد وجود ندارد كه در قصر خسروشاه وجود داشته است.
تاریخ نویس ایرانی خواجه رشیدالدین (1318- 1247) در كتاب تاریخ جهان گزارش می دهد كه در شش زیر گروه قبایل اوغوز، هر قبیله توتم حیوانی خود را داشته است. وی از شتر، سگ، گرگ، گوسفند، گوزن و روباه نام می برد. تقسیم به شش گروه یك معیار گیتی شناسی (Kosmologie) را به دنبال دارد. زیرا خورشید، ماه، آسمان، ستاره ها، دریا و كوه وجود دارند.
مدارك و دلایل آشكاری برای وجود فرش مربوط به دوران دودمان سلجوقیان است. سلجوق ها در تركستان غربی ساكن بودند. در مهاجرت خود به سمت غرب، درسال 1038 میلادی بر ایران حاكم شدند. در این دوره بود كه قبایل ترك مهاجرت خود را به سمت ایران آغاز كردند و در نواحی آذربایجان و همدان سكنی گزیدند و به همراه خود نقش و نگار فرش های خود را آوردند. اما اینكه گفته شود، نوع گره های فرش را هم در همین زمان با خود به همراه آورده اند، می توان گفت كه این سخن خلاف واقع است. زیرا گره ( Ghiordتركیه) در این منطقه از سیصد سال پیش از میلاد شناخته شده بود. تحت سلطه سلجوقیان فرش بافی یا تولید فرش در تمامی آسیای صغیر گسترش یافت. در فرش های سلجوقیان موتیف های تركمنی با شرق دور یكی می شوند. در قرن دوازدهم میلادی نخستین فرش سلجوق از تركیه به شهر ونیز ایتالیا وارد می شود. این فرش در اصل دارای طرح و نقش گول (Göl ) تركمنی را داشت. بعدا به این طرح و نقش موتیف حیوانات نیز وارد می شوند. می توان گفت كه درموزه های كنونی اروپا تاریخ فرش نخست از قرن سیزده است، مانند فرش های سلجوق قرن سیزده از قونیه یا Beyshehr تركیه یا فرش هایی كه از قرن چهارده شناخته شده اند. با تشكیل امپراطوری عثمانی در سال 1453 میلادی تصرف كنستانتینپول بیزانس و 1517 میلادی فتح مملوك قاهره، فرش تركی با تولید در مانوفاكتور های بزرگ ظاهر می شود. تركیه دارای یك سنت فرش به ارث رسیده از دوران سلجوق ها، ازقرن یازده تا سیزده است كه تا امروز نیز محسوس است.
از سوی دیگر در تركیه در فرش منطقه برگاما (Bergama) كه در موزه لندن قراردارد، می توان تاثیر موتیف های فرش تركمن را به ویژه در فرش Kiz- Bergama از سده هیجده مشاهده كرد. فرش دیگری از این منطقه از قرن نوزده در موزه شهر مونیخ وجود دارد، كه می توان آن را نوعی اثر ترك- تركمنی نامید. فرش مشهور ابریشمی مملوك های قاهره، كه مربوط به نیمه اول قرن شانزده و در گره ایرانی و به رنگ قرمز، سبز و آبی است، در موزه وین قراردارد. در این فرش طرح اشكال هندسی فرش تركمن را می توان دید.

در قرن سیزده پس از حمله مغول به ایران و تسلط بر آن، مغول ها تاثیر خود را به صورت هنر نو بر ایران به جا می گذارند كه آن را می توان ناتورالیسم شرق دور نامید كه بعد ها هنر ایرانی آن را بسیار غنی كرد. فرش ایرانی كه بی شك از صدها سال پیش تولید می شده، نخست در قرن شانزده است كه ظاهر می شود. یعنی تكامل و توسعه جامع فرش ایرانی نخست با آغاز دوران صفویان شروع و با مرگ شاه عباس دوم در سال 1674 میلادی دوران طلایی هنر ایرانی و با آن دوران شكوفایی فرش ایرانی افول می كند. ( فرش شرق. نویسنده هاینس اِ . و ر. مارتین .) دردوران نوین فرش ایران بمثابه مرغوب ترین و مشهورترین فرش شرق به حساب می آید.
تحت حكومت صفویان بود كه كارگاه های سلطنتی تولید فرش در شهرهای تبریز، كاشان، كرمان، اصفهان، شیراز و هرات به وجود آمدند. كمی دیرتر نخستین فرش مناطق چند خلقی قفقاز ظاهر می شود، كه در آن تاثیر فرهنگ فرش جنوب ایران، شرق دور و ترك آشكار و این سبك شناسی قالب است. دین اسلام پس از تسلط بر ایران و آسیای مركزی، نه تنها تاثیر خود را بر فرهنگ و هنر ایران گذاشت، بلكه در طرح برخی فرش های تركمن مانند، نمازلیق (سجاده) برای عبادت و اجرای نماز البته با طرح و نقش خاص هندسی، نیز گذاشت. در قرن های بعدی كه منطقه آسیای مركزی منطقه تحولات سیاسی خلق ها شد، همچنان طرح و نقش و نگار فرش های ایرانی، تركمنی و چینی تاثیرات خود را بر فرش های تولید شده می گذاشتند. مثلا فرش آنتیك سمرقند كه در آن طرح و نقش ها ی فرش مربوط به موتیف های شرق نزدیك است، اسلوب و طرازی شكوفه های گل با زمینه سرخ، سمبول خوشبختی چینی است. درحاشیه آن موتیف شاخ قوچ تركمنی وجود دارد.
چادرنشینان تركمن در طرح و نقش و نگار فرش های خود به دو سمبول اصلی گول Gül و گول Göl كه به نادرست اغلب به یك معنی و مفهوم بكار می روند، اكتفاء می كردند. گول Gül ، واژه ای است فارسی و به معنای گُل است. فرش های تركمن گرچه می توانند گول (گُل) شبیه هم داشته باشند، اما در سمبول گول Göl ، مشخصه ویژه و اصلی فرش قبایل تركمن، تفاوت خود را نشان می دهند كه هر فرش از سوی قبیله خاصی بافته شده است. مانند، تكه، یموت، ساریق، قیزیل آیاق ،پنده/ سالور و كِرکی.

فرش تركمن

چادرنشینان تركمن از گذشته های دور در منطقه ای از افغانستان تا مرزهای ایران و در امتداد تركستان كه تا دریای مازندران وسعت داشت، سكنی گزیدند. هسته اصلی این خلق در دوران نوین در جمهوری تركمنستان، ازبكستان، جمهوری های خود مختار سابق قاراقالپاق، منطقه جنوبی دریای آرال و بخش دیگری درایران زندگی می كنند.
تركمن ها در منطقه بسیار گسترده آرال زیست داشتند. این منطقه شامل فلات وسیع و مناطق كوهستانی كه ارتفاع آن تا هشتصد متر نیز می رسیده بود. در این دوران تنها در كناره های رودخانه ها وجود یك اقتصاد ساده شبانی امكان پذیر بود كه با مهاجرت از چراگاهی به چراگاه دیگر عملی می شد. پایه و زمینه تغذیه تركمن ها را، كه گوسفندان دنبه دار و در كنار آنها تعدادی شتر و اسب تشكیل می داد، اما زیست آنان با یك جنگ مداوم با طبیعت و قهر آن تعیین شده بودند.
تركمن ها نه تنها می بایست خود را علیه تاثیر و قهر طبیعت حفظ می كردند، بلكه همچنین بر اثر این عوامل از مناطقی كه به عنوان چراگاه آنان بود، باید همواره دفاع كرده و گسترش داده می شد. به این صورت شد كه این خلق چادرنشین به یك خلق جنگجو تبدیل گشت، كه تا آغاز سده بیستم می بایست اشكال زندگی خود را حفظ و از آن دفاع كند. اما بعدها برخی از آنان به كشاورزی روی آورده و از یورت نشینی بیرون آمده و در شهرها و دهات اسكان یافتند و با شهرهای بزرگ و مناطق وسیع چون بخارا، مرو، پنده و خیوه كه مراكز تجاری بودند، ارتباط پیدا كردند و شروع به تبادل كالای خود یعنی فرش در برابر نمك، غله، شكر، چای و . . . كردند.
این فرش های تعویض شده از طریق كاروان ها به شهرهای قدیمی و بزرگ روسیه و از آنجا به اروپا نفوذ می كردند. در مناطق دیگر شرق كه بافت فرش توسط مردان و زنان انجام می شد، در نزد تركمنها تنها زنان بودند كه به تولید فرش می پرداختند. مردان تركمن به گله و رمه ها رسیدگی می كردند و زنان بمثابه حاكمان یورت (چادر) به امور یورت، خانه داری و رسیدگی به فرزندان و دركنار آن به تولید فرش پرداخته و تمام كارهای اولیه فرش اعم از تهیه و تدارك پشم و افكندن طرح فرش را انجام می دادند. فرش بافی در نزد تركمن ها كه توسط زنان انجام می گرفت، فاكتور مركزی و عمده زندگی اجتماعی- اقتصادی آنان بود، كه از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. بویژه در این عرصه برای بافت زین اسب كه بمثابه سمبول قدرت ارزش داشت، دقت بیشتری به كار برده می شد. كار زنان در این راستا تنها به تولید فرش پایان نمی یافت، بلكه آنان بایستی نمد هم تولید می كردند، كه در برابر سرما مقاومت و هم كف پوشی داشته باشند.
در شرق نزد هیچ خلق دیگری بجز تركمن ها ، فرش و سایر موارد نساجی چنین هدفمند به گونه ای سنتی تولید نشده است. اینكه تركمن ها چه زمانی آغاز به بافتن فرش كرده اند، تعیین دقیق دوره آن دشوار است و نقطه نظر كاوشگران در این مورد نیز بسیار متفاوت است. واقعیت این است كه كهن ترین فرش تركمنِ شناخته شده كمتر از هزار و هشتصد سال نیست، اما این به آن معنی نیست كه پیش از این زمان هم نزد تركمن ها فرش وجود نداشته است. زیرا دلیل آن وجود موتیف ها و طرح فرش هایی مانند، هشت ضلعی های تركمنی است كه خود را در فرش های صدها سال پیش از میلاد نشان می دهند.
نظریه ای كه مدتها است تایید شده این است كه تركمن ها در آغاز به فرش های خود بمثابه اشیایی دارای كاربرد ناب، بدون ارزش هنری می نگریستند. اما بعدها در این نگرش تجدید نظر شد. دوره ای آغاز شد كه تركمن ها به ارزش هنری كار دست خود آگاه شدند و آنگاه این هنر ارزشمند بمثابه كالای قابل تعویض شناخته شد. اینكه چرا هیچ فرش آنتیك مخصوص تركمن وجود ندارد، پیش از هر چیز به این دلیل است كه منطقه زیستگاه تركمن ها، نخست در قرن نوزده میلادی بود كه در ارتباط تنگاتنگ با دنیای مدرن قرارگرفت.
پس از اینكه روسیه تزاری این منطقه را غصب كرد، به همراه آن نیز ساختمان راه آهن آسیای مركزی آغاز بكار كرد، كه مسیر آن از راه كاروانی قدیم تاشكند به دریای خزر بود. فرش های تركمن كه در حكومت تزار مورد استفاده گرفت، اشرافیت روس را به سرعت شیفته خود كرد. فرش تركمن توسط تجار روس كه اكنون به این منطقه رفت و آمد می كردند به روسیه برده شد. اروپایی ها نیز كه این فرش را در روسیه شناخته بودند، كمتر از اشراف روس شیفته فرش تركمن نبودند. در این منطقه بزودی فرش تركمن تبدیل به یك مسئله سیاسی شد. روسیه امكاناتی را می شناخت كه این فرش را بصورت درجه یك با كیفیت بالا صادر كند و بخاطر مسائل سیاسی با ایران در آن دوران، مرز ایران و هند را بست.

آنچه كه تركمن ها با سرزمین های همجوار خود معاوضه می كردند، ماده رنگی بود كه خود تولید نمی كردند. اما بعدها دولت روسیه از طریق راه حل دولتی، رنگ های مورد كاربرد فرش را از اروپا به روسیه وارد كرد و تجار روس این رنگ ها را در قبال تعداد معین فرش تركمن تعویض می كردند. قبل از این پدیده، تركمن ها رنگ های مورد نیاز خود را از گیاهان می گرفتند. پس از انقلاب اكتبر در روسیه و سال های پس از آن، تحول بزرگی در فرش بافی تركمن رخ داد. این تحول به نقش و نگار و كیفیت آن لطمه ای نزد. در این دوران مانوفاكتورها و صنایع فرش بافی ایجاد شد كه در آن فرش تركمن با هدف صادر كردن آن بافته شد. تنها تفاوتی كه این فرش های جدید داشت، اندازه آنها بود كه با فرش های قدیمی تركمن، آنهم به علت تقاضای بازار فرش،اختلاف داشت. نام فرش های تركمن، نام قبایلی است كه در آنجا بافته می شود. البته فرش هایی هم وجود داشت كه خارج از این چارچوب بود، مانند فرش بخارا كه آنهم می بایست به صورت استاندارد بافته می شد. در فرش تركمن مشخصه های ویژه ای وجود دارند كه برای كاربرد مخصوص فرش خوانده می شوند مانند، اِنگسی (Engsi ) یا اِنِسی (Enessy ) و یا تكه اِنگسی جهت پرده در ورودی یورت (چادر) به كار می رود، یا اُسمولدوق (Osmolduk ) فرش پنج ضلعی زینتی كه در عروسی ها روی شتر انداخته می شد، یا اینكه وارد یورت (چادر) می شدی اِنگسی آویزان بود یا هاچلو (هاچلی- خاج لی ) روی زمین قرار داشت. گِرمِچ كه برای پادری بود یا گهواره كودك كه از فرش به این منظور تهیه شده بود.
تركمن ها كه از قبایل گوناگون متشكل شده بودند، هر كدام موتیف های فرش خود را داشتند كه از ذوق و استعداد آنان بر می آمد. بزرگترین قبیله تركمن، تكه های یورت نشین (چادرنشین ) بودند كه درجنوب تركستان و در ایالت خراسان زیست داشتند، سپس یمود ها كه در گروه های كوچك در چراگاه های وسیع زندگی می كردند. به قبایل كوچك دیگر سالورها، پنده ها، آراباچی ها، بوساچلی ها، چوودور ها و ساریق ها و همچنین قیزیل آیاق، اُغورچلی، بشیر، ایگدر، گوگلان، جعفر بای و … تعلق داشتند. ارساری خود یك قبیله بود. فرش های ارساری همواره دارای علامتی است كه نشانگر ممیزه ویژه ارساری ها هست. مانند، بافت بشیر كه دارای موتیف اصلی هشت ضلعی نیست. ولی چیزی كه می توان گفت این است كه همه فرش های تركمن دارای رنگ استاندارد سرخ هستند، گرچه در آن رنگ قهوه ای یا آبی به كاربرده باشند. رنگ شنی و قهوه ای تیره برای گوُل و موتیف های گول به كار می روند. در شهر لندن در House of Perez Ltd نیز فرشی كوچك از واحه پنده كه متعلق به طایفه آراباچی (یمود) مربوط به پایان قرن نوزده است، وجود دارد.
و.گ. موشكووا پژوهشگر و فرش شناس روس در رده بندی فرش های تركمن، وجود دو مفهوم گوُلGül و گول Göl را كشف كرد. گول Göl نشان قبیله و بمثابه نوعی آرم برای ارزش گذاری است، كاربرد و سنت آن برای وابستگان این قبیله حفظ می شود. گول Göl به موتیف هایی گفته می شود كه در طرح هندسی هشت ضلعی تمركز یافته و تا قرن پانزده نیز به خلق های ترك تعلق داشت.
گوُل (گُل) كه خود واژه ای فارسی است، طرح هندسی ای است برای شكوفه های گل. گوُل Gül درفرش های مختلف قبایل گوناگون تركمن به كاربرده می شود.
زنان تركمن چنان كه گفته شد، نه تنها فرش بافان با ذوق و هنرمندان ماهر بودند، بلكه گلیم نیز می بافتند. گلیم در نزد تركمن ها برای برپا داشتن یورت (چادر)، برای شتر و زین و برگ اسب نقش برزگی را داشت.
سالور ها، كه گرچه درباره این قبیله منابع كتبی مدللی نیست، تقریبا قدیمی ترین و سابقا با اهمیت ترین قبیله تركمن بود، كاربرد موتیف گول Göl خود را دوباره سازی كرد. گول Göl سالورها شناخته شده ترین و مشهورترین نشان قبیله تركمن ها است. این موتیف تورم گول (Turmgöl ) نیز قلمداد می شود و در درون همین گول ها كه به صورت قلاب های دندانه دار ستاره ای شكل هستند، موتیف خاج شكل وجود دارد كه آن را آینا قوشاق می خوانند. اما موتیف گول Göl سالور متعلق به اواسط قرن نوزده توسط قبیله تكه بافته شده اند و آنهم به این دلیل كه به لحاظ تاریخی چنین گزارش می شود كه سالورها در سال 1831 ازسوی تكه ها تحت رهبری عباس میرزا بصورت گسترده ای قلع و قمع شدند و باقی مانده قبیله سالور جزو قبیله تكه شدند و از این افراد باقی مانده موتیف سالورگول پیشین از سوی تكه ها گرفته شد. به لحاظ تئوریك همه فرش های نشان شده با سالور گول كه پس از 1831 تولید شده اند، باید به حساب تكه ها گذاشت. البته این گونه حوادث نباید حالت استثناء بوده باشد. در روند تكامل فرش تركمن، این گونه اكتساب ها وجود داشته است. بهر حال فرش سالوری كه از قرن نوزده باشد بسیار كمیاب است، تنها جوال هایی هر از گاهی در معاملات و داد و ستدها یافت شده است.
ساریق ها نیز در امتداد مرز افغانستان در همسایگی سالور ها زیست داشتند و فرش آنها نیز در رابطه بسیار تنگ با قبیله همجوار بزرگ بود. در فرش ساریق ها اغلب سالور گول به كار می رود، كه مكمل و ضمیمه ای برای گول Göl قبیله خود بود. در فرش های ساریق حاشیه بافت هایی باریك كه در شكل موتیف تیر (كمان) مانند است در بافت سفید رنگ یافت می شود كه سمبول زندگی طولانی و پیروزمند است. در كنار فرش یمود كه ظریف ترین فرش تركمن است، فرش قبیله تكه دارای اهمیت است.
گول Göl اصلی فرش تكه از یك هشت ضلعی دایره وار تشكیل می شود. این گول را همچنین می توان در تكه- توبره مشاهده كرد.

بخارا یكی از شهرهای مركز تجمع فرش های تركمن بود كه بعدها این فرش ها به این خاطر بخارا نامیده شد. فرش های بزرگ بخارا «رویال بخارا» و هاچلو های كوچك « پرنس بخارا » خوانده شد. در پاكستان نیز در كارگاه های فرش بافی، فرش های تركمن با كیفیت مرغوب و كمتر مرغوب بافته شدند.
اُرغوچلی قبیله ای بود كه در كناره های شرق دریای خزر زندگی می كرد و قدیمی ترین قبیله گروه یمود است. فرش های آنتیك كمی وجود دارد كه گول Göl اُرغوچلی را نشان می دهد. دونوع گول اُرغوچلی در فرش های یمود به نام های كِپسه گول (Kepse-Göl) و تاوق- نوسقا گول وجود دارد. اُسمولدوق یمود ها از زیبایی خاصی برخوردار است كه در عروسی ها روی شتر عروس انداخته می شده است. فرش های یمود در نشانه های گول، رنگ های بشاشی نسبت به دیگر قبایل دارد مانند، سبز روشن و آبی.
چاودور، قبیله ای كوچك كه درشمال تركمنستان كنونی زیست داشتند. گول (موتیف) این قبیله نیز درفرش چاودور طرح هشت ضلعی دایره وار است. به لحاظ سبك و استیل به فرش ساریق ها و یموت شبیه است. یكی از مشخصه های فرش های نادر این قبیله بكارگیری رنگ زرد روشن است. نام گولGöl چاودور اِرتمن (Ertmen ) خوانده می شود.
ارساری كه قدیمی ترین و آخرین قبیله بزرگ تركمن را در آغاز قرن بیستم تشكیل می داد، در بخش جنوبی جمهوری تركمنستان كنونی و در شمال افغانستان زندگی می كردند. از ارساری ها چهارنوع فرش متنوع وجود دارد. نخستین آن ارساری- بشیر است، كه اكثرا به نام بشیر خوانده می شود و دیگری خود فرش خالص ارساری و فرش سوم قیزیل آیاق (Kizil-Ayak )، كه بخشی از طایفه ارساری است و به نام زیستگاه آنان در كنار مرز افغانستان، خوانده می شود.
تفاوت فرش این طایفه به سختی با قبیله اصلی (ارساری) قابل تشخیص و شكل گول (نشانه) آن مانند گول ارساری است. در كنار این سه فرش با طایفه های آن كه در تركمنستان كنونی زندگی می كنند، قبیله ی دیگر تركمن منجمله ارساری، تكه و یمود در افغانستان ساكن هستند و نام فرش خود را در سرزمینی كه زیست دارند، می خوانند. در فرش های بشیر در موتیف گول آنها تاثیر فرش ایرانی مشاهده می شود. بشیر- چوال نمونه خوبی برای این آمیختگی فرهنگ تركی و فارسی است. فرش بشیر كه دارای طرح هایی ابر مانند و میانه آن با مدال آراسته شده، ییلان بشیر خوانده می شود. به دلیل اینكه طرح ابرها از مجموعه خطوطی مانند مار است، به این جهت ییلان (مار) گفته می شود. فرشی به این نام از قرن نوزده موجود است. شروع فرش بافی تركمن های افغانستان مربوط به سال 1884 میلادی است.
زمان تولید و بافت فرش تركمن، آنچه كه به منطقه پیدایش خود مربوط است، بسیار طولانی است. اما بعدها در پاره ای مناطق به غلط مسیر خود را طی كرد. این فرش به ناگاه اما به غلط، میهن و سرزمین خود را در بلوچستان در ایالت شرقی ایران یافت. فرش هایی با موتیف های تركمنی به نام بلوچ بافته شد، كه از سوی چادرنشینان بلوچ كه در خراسان، بخش غرب افغانستان و بلوچ هایی كه بین مرز ایران و تركمنستان زیست دارند، تولید می شد.
فرش های چادرنشینان بلوچ كه دارای كیفیت بسیار پایین است، عرب- بلوچ و نوع ظریف و مرغوب آن، كودانی نامیده می شود. در كنار این ها فرش افغان بلوچ نیز وجود دارد كه شبیه بشیر- افغان است. در این نوع، فرش های بسیار ظریف و با ارزش مشهد- بلوچ خوانده می شود. در پاكستان نیز فرش افغان- تركمن بافته یا درست گفته شود، كُپیه می شود. مانند، طرح هایی از نوع هاچلو (هاچلی- خاج لی)، پاكستان- بخارا.
فرم و شكل ظاهری و سبك طرح فرش افغان به روشنی نشان می دهد كه شكل ساده شده و تقلید خشن نمونه فرش تركمن بخارا و تكه- تركمن است.

برخی نام های گوُل Gül فرش در تركمن ها

1- ساریق 2- سالور 3- تكه 4- یمود 5- كِپسه، یمود 6- دیرناق، یمود 7- ارساری 8- تاوق نوسقا 9- بوخارا ( بخارا).

نام های تركمن گول Göl در فرش تركمن

1- تكه 2- یمود 3- ساریق 4- پنده / سالور 5- قیزل- آیاق 6- كِركی 7- در تركمن های افغانستان، افغان گول.

برخی مفاهیم در فرش های تركمن

آینه قاپ: جلد یا پوشش آینه
آیات لیق: فرشی برای مراسم تدفین
آیاق لیق : فرش عبادت و نملز
آق سو : فرش چادرنشینان تركستان شرقی
آراب ( عرب ) : نشان فرش تركمنی برای فرش های بلوچ
اُسمولدوق یا آسمالدیق: فرش زینتی پنج ضلعی برای شتر عروس درمراسم ازدواج (یمود)
اوقوچی: پوشش بافته شده برای نگهداری چوب یا میله چادر تركمنی
اُنِقون (Oneghun) : توتم و نشان تركمنی ( آسیای مركزی).
اُجاق باشی: به شكل حرف لاتین U
بِل یوپ: نوار و تسمه چادر
بو (Bou) : بند زینتی چادر یا یورت تركمنی
طرح شكل T : طرح تزیینی در فرش نشانه حاشیه فرش های تركستانی و چینی همچنین در شكل دو تاT .
توتاش (Tutash ) : برای دستگیره (وسیله آشپزخانه) بكار می رود.
توربا (Torba ) : كیف یا كیسه كوچك در یورت تركمن، مانند (تكه توربا).
تایناق چا: پوششی برای اسب.
چالیق: در جشن عروسی تركمنی بر روی سینه شتر زینت می شود.
چرلیك: پوشش كمیاب زین اسب.
چوول: كیسه یا كیف یورت (چادر) تركمن ها. واژه ای است تركمنی.
سالاچاق: بمثابه ننو برای كودكان به كار می رود.
سواستیقا: طرح خاج تزیینی، اغلب در فرش های ترکمن.
قوشمن (Ghoshmen) : واژه تركمنی برای نمد تركمنی، چینی و تبت است.
گول (Göl) : علامت و نشان قبیله ای تركمن و عنصر طرح عمده فرش تركمن.
گوُل (Gül) : واژه فارسی گُل.
گوُلایدی (Gülaidi) : طرح و نقش كوچك تركمنی با كاراكتری جادویی.
هاچ (خاج): ضمیمه طرح درشكل خاج در فرش تركمن.
هاچ لی (خاج لی) : فرشی با موتیف خاج برای پرده در ورودی یورت (چادر) به كار می رود.
هالی: واژه ای تركی كه به فرش گفته می شود.
كیبیتاك (Kibitak) : بند زینتی یورت تركمنی.
یولامی (Yolami) : واژه تركمنی. برای نوار و تسمه یورت (چادر) بكار می رود. مترادف، بو (Bou)، كیبیتكه- كیبیتاك (Kibitke) و یوپ (Yup) است.
مملوك: خاندان ترك- چركز در قاهره. (1517- 1250)

رحیم کاکایی

سپتامبر 19, 2020 فرش ترکمن

فرش ترکمن


سوابق تاریخی فرش ترکمن
ترکمن های ایران در منطقه ترکمن صحرا واقع در مرز شمالی ایران و جمهوری ترکمنستان و همچنین در قسمت شمال شرقی خراسان زندگی می کنند. اغلب ترکمنهای ایران را طوایف یموت، گوکلان، سالیر و همچنین ساریق و تکه تشکیل می دهند.
مردم ترکمن اگر چه اصالت خود را حفظ کرده اند، سنتهای فراوانی را چه در جنگهای قبیله یی، چه در جنگ با همسایگان و چه تحت تأثیر فرهنگ های مسلط همسایگان از دست داده اند، به طوری که پیگیری تاریخ آنان کار آسانی نیست.
این قوم بیش از هر کالایی به فرش های خود علاقمند بوده و آنها را به شکل ها و اندازه های گوناگون می بافته اند تا نیازهای متنوع زندگی کوچ نشینی و نیمه کوچ نشینی را برآورد، نمادهای آن نوع زندگی را یادآوری کند و مایه ی شادی زندگی کوچ نشینی باشد.
بنیاد اقتصادی زندگی اغلب ترکمن ها، مثل همه ی عشایر، دامداری است. با وجود این، اوضاع جغرافیایی و سیاسی گاه امکانات بهتری مثل کشاورزی را فراهم می آورد. زنان عشایر و از جمله ترکمن ها در انواع بافته ها چنان کاردان و مسلط بودند که با ساده ترین ابزارها مجموعه ی متنوع و شگفت انگیزی را ایجاد می کردند که گاه، به ویژه هنگام عروسی، بر روی شتر و اسب به نمایش گذاشته می شد. در عین حال، همین فرش ها، هر اندازه با دقت و زیبا بافته شده بود، زیر دست و پا و در زندگی گذرا و ناپایدار و در عین حال پر غرور و حادثه ی ترکمن ها از بین می رفت. به همین دلیل، تنها نمونه هایی باقی مانده است که یا پیشامد یا دست بیگانه یی که با اعجاب و تحسین به سوی آنها رفته، انواع قابل توجهی را از گزند روزگار نگه داشته است. کهنه ترین این نمونه ها از قرن دوازدهم هجری (هیجدهم میلادی) عقب تر نمی رود، و به همین دلیل، تاریخ قالی ترکمن اساساً روشن نیست.
از میان قبایل مختلفی که قالیبافی در آنها رواج داشته است (در قرون گذشته) فقط نام سه قبیله کهنه به جای مانده که از قالیبافی آن سختن رفته است: سالور، چدر (جولدر، دولدر) و ایمدلی (ایمور، المور).
كهنه ترین و عمده ترین قالی های ترکمن از قرن نوزدهم میلادی، باقی مانده است. در عین حال که بافت قالی در بین برخی از قبایل ترکمن تأیید نشده است، چندین قبیله که قدیمتر، بزرگتر و نیرومند تر از همه هستند قالی می بافته اند.
ایل های بزرگی چون سالور، تکه (که منشعب از ایل سالور است)، ساریک، یموت و ارساری و چدر از قدیمترین ایلاتی بوده اند که قالیبافی در آنها رواج داشته است و هر کدام از آنها نقوش مربوط به قبیله خود (توتم) داشته اند.
تاریخ قالی ترکمن انعکاسی از تاریخ این قوم است. همچنان که در مورد تاریخ هیچ قبیله یی نمی توان با اطمینان سخن گفت، بیان تاریخ قالی ترکمن نیز خالی از اشکال نیست الگوی کلی قالی ترکمن نشان از تحولات شدید ندارد، زیرا به صورت نقش های تکراری باقی مانده است. این نقش ها در ایران بیش از ششصد سال سابقه دارند و در بسیاری از مینیاتورهای قرن هفتم هجری به بعد منعکس شده اند. از آنجا که کهن ترین قالی به دست آمده ی جهان نیز دارای نقش های تکراری است، باید پذیرفت که نقش های ترکمنی در یک مرحله ی ابتدایی باقی مانده اند.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

ساختار
تار و پود قالی های ترکمنی در بعضی از موارد از پشم است و آنها از پشم گوسفندان خود برای بافتن چنین فرش هایی استفاده می کنند. قالی ترکمن را زنان بر روی دار افقی و در درون چادر می بافند، در نتیجه بافت قطعات کوچکتر، رواج دارد. علاوه بر قالی، انواع دیگری از بافته های فرش و گلیم گونه نیز که عمدتاً کاربرد ویژه ای دارند در مناطق ترکمن نشین تولید می گردد که از آن جمله می توان به خورجین، آلمالیق و اجاق باشی اشاره کرد.
امروزه ترکمنها، بیشتر به بافت پشتی قارچین مشغولند و تقریباً انواع دیگر بافته ها را به فراموشی سپرده اند و اغلب به بافت یک نوع قالیچه مشغولند. گاهی برخی بافنده ها از سر تفنن کیف هایی هم برای خانمها می بافند. امروزه پلاس یا گلیم خیلی کم بافته شده و اجاق باشی یا آلمالیق دیگر بافته نمی شود.
بهترین بافته های قالی ترکمن مربوط به ایل تکه است. تعداد بافته های ایل تکه کمتر از بافته های دو طایفه یموت است، آتابای در کیفیت بافندگی سپس از تکه قرار دارد و بیشترین حجم قالی را تولید می کند. جعفربای سپس از آتابای قرار دارد و تولید آنهم کمتر است.
نوع گره قالی های ترکمنی هم ترکی و هم فارسی است. ایل تکه بیشتر از گره ترکی استفاده می کند ولی در سایر مناطق گره فارسی هم استفاده می شود.
شیرازه متصل در قالی های ترکمنی به کار می رود و گلیم بافی فرش های آنها از نوع فارسی است. بیشتر قالی های ترکمن از نوع درشت باف هستند ولی در ایل تکه که بیشتر از ابریشم استفاده می کنند، ریز بافی تا حد رجشمار ۴۰ و ۵۰ دیده می شود. مهمترین ویژگی فنی بافت قالی آنها تک بوده بودن قالی آنها است (تک پود نازک) که به همراه قالیچه های بلوچ از بارزترین نمونه های این شیوه در این زمان هستند. به طور کلی می توان گفت فرش های ترکمن تخت باف هستند.

طرحهای رایج
نقشه های ترکمنی اصیل همه تکراری هستند، یعنی از تکرار یک یا چند نقشمایه شکل می گیرند. جان تامپسن ویژگی نقوش قالی ترکمن را اینگونه توصیف می کند: « ویژگی بافت ترکمن «گل» است. هر کسی روزگاری عملاً در این اندیشه رفته است که این نقش های دقیق چه معنایی دارد. اغلب نظریه ها می گویند که نقش های قالی ترکمن نشانه چیزی است، از جمله نظام آبیاری و مزارع، چادرهای یک اردو، و انواع گل. اندیشه ی دیگر این است که نقش های ترکمن از طرح های در هم رفته و رایج دوره ی تیموری گرفته شده است. این نظریه مبتنی بر شباهت گل های ترکمنی است با نقش های قالی هایی که در مینیاتورها تصویر شده است. متاسفانه شباهت فقط سطحی است.
نقش های تمرکز یافته از جمله نیلوفر آبی، شقایق، ابر، موج و نمونه های دیگر رایج هنری از شرق به هنر آسیای مرکزی راه یافته اند. آنها را از قرن نهم هجری (پانزدهم میلادی) در قالی ترکمن و از قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی) در قالی های ایرانی می توان دنبال کرد.
به عقیده او ترکمنها نقش ها را متمرکز (درهم فشرده) می کرده اند. انزوای فرهنگی آنان را در حفظ طرحهای کهنه کمک کرده است. اگر نقشی در قالی قدیم ترک (عثمانی قدیم و ترکیه امروز) پیدا شود کلید کار است.
طبیعی است که تا همین حد اشکالات فراوانی بر این نظریه وارداست، به طوریکه می دانیم، «نیلوفر آبی» یا لوتوس از کهن ترین زمانها در هنر ایرانی رایج بوده است و در آثار پس از اسلام نیز همیشه دیده است.
به عقیده جان تامپسن حلقه ابر نماد هر گونه حلقه، روزنه و امثال آن است. و رواج این نقش در قالی های ترک (آسیای صغیر) را به شکل گیری گل ترکمنی مربوط می داند. این حلقه ابر شناخته در ایران «میله بندی و در میان ترکمنها تمیر چین» (آهن چین) است و در نقش قالی بر مینیاتورهای قرن هشتم هجری دیده می شود.
جان تامپسن ترنج هشت گوشه قالی ترک در قرن دوازدهم هجری را منشأ گلهای ترکمنی می داند در حالی که تنها بخشی از ظاهر آنها به هم شباهت دارد. و نموداری نیز در این مورد ارائه داده است. مهمترین مسأله در این است که محققانی نظیر تامپس هیچ گاه به نام اصلی این گلها توجه نمی کنند.
در صورتی که گلی از حلقه ابر یا هر چیز دیگر گرفته شده باشد باید نشانی هر قدر هم کوچک و ناچیز از آن سرچشمه در این گلها باشد، در حالی که حتی یک نمونه نمی توان یافت که آنرا بتوان به هنر چین یا آسیای مرکزی پیوند داد.
ترکمنها گلهای اصلی قالی خود را نامهایی داده اند که صورت مهمترین آنها و معنی نام آنها مسائل بسیاری را روشن می کند.
«و چه زیبا گفته است بوگولیوبرف محقق نامی فرش ترکمن»
در فرش ترکمنی، ما به یک منبع زیباشناختی از کار و تلاش گروهی بر می خوریم که طی نسلهای متوالی گرد آمده است. بهترین و زیباترین آنها حفظ شده و اگر خطری در کمین این باز مانده های گرانبهای زمانهای دور دست و کهنه باشد همانا، شرایط تمدن و تاراجگری زندگی کنونی ماست.

مهم ترین گلهای قالی ترکمن
اکثر نقوش قالی های ترکمنی از آنجائیکه بر گرفته از اشیاء کاربردی خاص و یا نمونه های طبیعی مشخص هستند لذا در اکثر موارد به همان نام، موسوم شده اند. که برای نمونه موارد زیر را ذکر می نمائیم:
فیلپی گول به معنی نقش کف ای فیل. نام گل بزرگی است. (قابل مقایسه با چپات اشتر در سیستانی به معنی کف پای شتر).
چمچه به معنی چمچه یا چمچه. چمچه لغت فارسی است به معنی قاشق گود.
کجبه به معنی کجاوه و گرفته از تلفظ بسیار قدیم واژه یعنی کجابه
گولی گول به معنی نقش گل گلدار و آن نقش مایه یی است دارای گل های ریز
دغا به معنی طلسم. در ترکی ریشه ندارد و همان دعاست.
سکیز کله به معنی هشت کله. ترجمه از فارسی است.
سکیز قاپی به معنی هشت در.
چرخ پلک به معنی چرخ فلک.
آینا؛ آینا گل به معنی نقش آینه.
آت ایاقی پای اسب به تقلید از فیلپی گول.
آدینه که به معنی اذین (زیور) است و به شکل یک زیور زرین هم هست.
آینا؛ آینه؛ آیناقوچک (ترکیبی از آینه و قوچک).
اتنک، آذین )آذینک)؛ آلا و ترکیب های بسیاری با آن (سرخ، چند رنگ)؛ آق سرای (سرای سپید)، آلتی بازار (شش بازار، تقلید از چهار بازار، چهار سوق فارسی)؛ آلماباغی (باغ سیب)؛ اره گل (ترنجی که حاشیه ی دندانه دار، مثل اره دارد)؛ بادام؛ برکرک (رگبرگ)؛ بستان (بوستان)؛ بغلک (بغلک ستون، اصطلاح معماری)؛ بوتا (بوته، بته)؛ بورک (سه گوشه، سیستانی: بورک)؛ پارسی گل؛ پچ (پیچ)؛ پنجه گیره (دستگیره، پنجه گیره)؛ تاواقچا (طبقچه)؛ ترس حلقه (حلقه ی بر عکس)؛ تکبنت (ترک بند)؛ تمیر چین گل (ترنج آهنین، ترنج دارای میله بندی)؛ تومار (طومار)؛ تویه تاپان (پای شتر، سیستانی: چپات اشتر؛ این اصطلاح ترکمنی، ترجمه است.)
سکر گل (شکر گل، گلشر)؛ سکر گیشیک (آب نبات)؛ تلبرگ (رگبرگ)؛ جودور (چاودار، جودانه)؛ جوز (جوز، گردو)؛ چتنک (چیده، شطرنجی، سیستانی: چیتانک)؛ چمچه (چمچه)؛ چووال گل (ترنج جوال)؛ قارچین گل (ترنج خورجین)؛ خمتز (خمتاز، قیقاج)؛ خوناوا (خونابه، لکه ی سرخ)؛ هراتی (شبیه ماهی درهم)؛ دالموچ (دالموش)؛ دغا (دعا، بازوبند)؛ دغدن (داغدان)؛ رگمه (رگه، ردیف)؛ زولفی زر (زلف زر، رشته ی زرین)؛ زنجیر لیک (زنجیره)؛ ساری گیره (گیره ی زرد؟)؛ ساندیق (صندوق، نوعی ترنج، مقایسه کنید با کلاردشت: صندوقی به معنی ترنجدار)؛ سگداغ گول (گل سگداغ، داغ سگ)؛ سیمک؛ شخک (شاخک)؛ شهی نوز (شهنواز)؛ شیر پنجه (پنجه ی شیر)؛ غازایاق (پای غاز، پنجه ی غاز)؛ قچک (قوچک، سر قوچ)؛ کاساکلکن (کاسه ی گلکن، کاسه ی گلین که از خود نقش دارد)؛ کرمک (نقش ریز)؛ کمر (کمر)؛ کله (کله)؛ کویر گه (دنده، ترجمه ی غلطی از دندانه)؛ گلین بارماق (انگشت عروس، ترجمه از فارسی؛ در فارسی انگشت عروس، ابروی عروس و … نام چند نقش است)؛ گول (گل)؛ گولی گل (گل گلدار، ترنج گلدار)؛ قورباغا (قورباغه)؛ گولپر (گلپر)؛ گومبذ (گنبد)؛ گیجک (کجک، زلفین)؛ گیره (گیره)؛ گیلیم (گلیم، نقش گلیم)؛ مشتی (مشهدی)؛ مورغن (مرغان)؛ میحراب (محراب، مهراب)؛ نقشی گشت (نقش گشت، شطرنجی)؛ نلداغ (نعلدان، داغ حاصل از نعل) و تعدادی دیگر.

اکثر نقشمایه ها نام ترکی دارند ولی ممکن است در میدان هر قوم دیگری دیده شوند. مثلاً داراق (شانه) از منتهی الیه شمال قفقاز تا میان لرها قشقایی ها و بلوچ ها؛ سو (آب)، آق سو (آب روشن) حاشیه باریکی است که در تمام ایران آب یا راه نامیده می شود، آل منجیک (منجوق سرخ) حاشیه ای از دامنه های ریز است که در ایران منجوق مروارید و امثال آن نامیده می شود. بعضی از نقشمایه های آنان هم به اعتقادات قبل از اسلام بر می گردد مثل القم (نوعی نشان)، بش آی (پنج ماه) و گرنه انواع گل (göl) یا آبگیر (برابر ترنج یا حوض فارسی)، جولبارس تاپان (پای پلنگ)؛ دیرناق (ناخن)، اریک گول (گل زرد آلو)؛ ایاق (پا) و … نام های عادی برای نقشهای معروف است.
در آثار مردم شناسی به برخی از نشانه های کهن ترکمنها نیز بر می خوریم، نقشهایی مثل نر و ماده (از نقشهای اصیل قوم کوچ نشین) طلسم و امثال آن، دیده می شود.
می توانیم بگوییم که اصولاً عشایر به حسب فرهنگ و نوع زندگی خود نمی توانند نقشمایه هایی پیچیده داشته باشند و اگر اتفاقاً مورد پیچیده ای پیش آید نشان ذوق آزمایی است و بهترین نمونه آن در میان قشقاییها است.
دسته یی از گل های ترکمن به نام ایل معروفند و معمولاً با نام ایل به کار می روند، مثل سالور گل، تکه گل و … از قدیم ترین نمونه های قالی ترکمن تا کنون، اینها مهم ترین نقش مایه های قالی این قومند و در واقع بیش از هر نماد یا نشان دیگری، دلیل وابستگی بافته به ایل ویژه یی هستند. دقت در این گل ها چیزی از علائم قومی، مثل نشان یا توتم را کشف نمی کند. این گل ها اساساً هشت ضلعی هستند اما گاه تغییراتی می کنند. در این تغییرها زائده ها یا تزیین هایی به قالب اصلی اضافه می شود. تغییراتی بیرون هشت ضلعی ها، اضافه شدن قطعات ذوزنقه شکل است که در همه ی اضلاع صورت می گیرد ولی هیچوقت بیش از نیمی از طول ضلع را نمی گیرد. در دو ضلع جانبی کنگره ی بزرگی هم افزوده می شود که ذوزنقه را در بر می گیرد.
شکل اصلی معمولاً دارای دو محور است و این محورها فقط در پهلو ها تا منتهی الیه کنگره ها ادامه می یابد و به این ترتیب معمولاً تمام گل به وسیله ی این دو محور به چهار قسمت متقارن تقسیم می شود.
در درون هشت ضلعی ممکن است هشت ضلعی دیگری، یک تا سه چهار ضلعی تو در تو یا شکل هایی با اضلاع موج دار پدید آیند. در فاصله ی این شکل ها تزیین های اضافه تری مثل گل (شبدر، گشنیز یا جعفری)، مرغ، میله بندی، خاج، ضربدر و … قرار می گیرد و به این ترتیب مجموعه ی گل به صورت یک نقش پیچیده ی اسرار آمیز جلوه می کند.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

گل
یکی از نقش مایه ها که اکنون در قالی ترکمن دارای بیش از بیست شکل مختلف و به ویژه نوع خاصی در هر ایل، طایفه یا حتی تیره است، همان چیزی است که در میان همه ی ترک زبانان هم به گول معروف است و در میان عشایر و روستاییان فارسی زبان حوض نامیده می شود. گل ترکمنی همان ترنج ایرانی است و در نقشه ی قالی های ترکمنی تکرار می شود. این نوع نقشه، یعنی نقشه ی با گل های تکراری (ترنج ترنج) تا پیش از دوره ی تیموری در قالی های گرانبها و درباری ایران رایج بوده است و در مینیاتورهای قرن های هشتم و نهم و اوایل قرن دهم هجری دیده می شود. اکنون گل های ترکمن دو دسته اند. دسته یی بسیار شبیه به هم، به طوری که اگر آنها را با هم مقایسه کنیم، می توانیم به این نتیجه برسیم که احتمالاً سرچشمه ی همه ی آنها یکی بوده و در ذوق آزمایی های قومی از هم فاصله گرفته اند. از جمله:

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

دسته ی دیگر گل هایی که شباهتی به گل های دیگر ندارند و احتمالاً هر یک سرچشمه ی جداگانه یی داشته اند، از جمله:

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

ساندوق (صندوق)
را هم باید از انواع حوض شمرد؛ دسته ی دیگری از نقش مایه های ترکمنی مانند قچک؛ بوینوز یا موینوز (شاخ)؛ آلتی ایپ (شش بند)؛ دورلی قچک؛ قوچکر؛ همه ی انواع قوچکرک؛ موئیز (شاخ)؛ عمده یی از انواع پودک؛ سینک؛ زنجیر لیک؛ شخک؛ سکیز کله (هشت کله) و حتی او شورمه همه دارای یک سرچشمه هستند و می توان آنها را با هم مقایسه کرد.

چخماق
نقش های خان قمچی؛ ایت قویروق؛ زر حلقه (در متن: سر حلقه)؛ ساری ایچان؛ ترس حلقه (در متن: ترس خلقه)؛ القم؛ باقیشتاچکسی (در متن: bāgištačakasi)؛ چخماق (در متن: čakmak)؛ تویه میون؛ رگمه و انواعی از لجک دارای سرچشمه ی مشترکند.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

خمتاز
عده یی از نقش مایه های معروف به خمتاز (در متن: chamtos)؛ لیوف (lyuf) و مارك (در متن: morak) یکی هستند.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

تعویذ
سرباز از نوع دعا و القم است؛ خیزابی یا سگ زنجیری ترکمن (آلمانی laufender hund ) که عقرب زرد (ساری ایچان)، شمرده شده است و انواعی از سیرغا (گوشواره) یکی هستند و همه از انواع تعویذ (دعای بازوبندی برای دفع چشم زخم) و امثال آن گرفته شده اند و القم و دعا را به خاطر می آورند.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

ارگنگ قشته، ارکشیک، انواعی از آلتی ایپ، گیره، ایرمک قشنه، پیچاق اوجی و تکوزجیپ یک هستند.
ترکمنها قومی کم آمیزش و محدود بوده اند و به همین دلیل تعداد کمی نقش پذیرفته اند، اغلب نقشهای قالی آنان تکراری بوده و گاه در بعضی قالیها بیست نقش به کار می رود. نقشهای اقوام مختلف با هم فرق دارند و تفاوتهایی از همدیگر قابل تشخیص اند.

تصاویر

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

مار گل، نماد قوم ترکمن

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

کاروان شتر

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

نقش عقاب (طغر) متعلق به طایفه ی جعفربای

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

طرح آینه گل، متعلق به طایفه جعفر بای، ساکن شرق دریای مازندران

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

نقش عقرب، متعلق به طایفه ی تکه

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

قابسه گل، متعلق به طایفه ی جعفر بای، این نقش لانه ی پرنده یی است که در
سواحل دریای مازنداران، در میان چارپایان تخم می گذارد و مورد احترام آنهاست.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

گرمج یا حصار. نقشی متعلق به طایفه ی تکه. وسیله یی است که در اطراف جای
چار پایان کشیده می شود که در اینجا با فرش بافته شده است.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

گرمج یا حصار

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

درناق گل، متعلق به طایفه ی جعفر بای

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

طرح درناق گل، کار استاد نیازی با الهام از کتاب مشکووا

رنگبندی
فرش ترکمن، در دورانهای گذشته، تنها از رنگهای گیاهی و سنتی بهره می گرفته است، اما در فاصله ی دو جنگ بین الملل، رنگ های طبیعی که معروف ترین آنها روناس و قرمز دانه بود از بین رفت و رنگ های شیمیایی جای آنها را گرفت. از ره آورد این جنگها، از بین رفتن رنگ سرخ تیره ی (فلفلی) قدیم بود که به جای آن قرمز روناسی (آنیلین)، استفاده می شود.
رنگ در فرش ترکمن محدود است. فرش ترکمن تنوع رنگ آمیزی فرشهای دیگر نقاط ایران را ندارد. سابقاً پنج رنگ (سفید، سیاه، سبز تیره، لاکی تیره، و لاکی متمایل به زرد در فرش ترکمنهای ایران به کار می رفت ولی هم اکنون با تلاش افرادی همچون نیاز جان نیازی این رنگها به عدد دوازده رسیده است تا فرش ترکمنی ایران بتواند گاهی در راه پیشرفت بگذارد. رنگهایی که او افزوده عبارتند از: طوسی، دارچینی، عبایی، قهوه اییروشن، قهوه یی تیره، طلایی، نخودی و آبی آسمانی، زیتونی، سرمه یی، سبز، مشکی، لاکی.

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

رنگرزی
ترکمنها رنگها را از گیاهان مختلفی همچون روناس، برگ مو، پوست انار، پوست گردو، اسپرک به دست آورده و برای رنگ قرمز از قرمز دانه استفاده می کنند، رنگ سرمه ای نیز از نیل بدست می آید.
امروزه، اگر بافنده ای بخواهد اصالت فرش ترکمنی را حفظ کند، از رنگرزی گیاهی استفاده می کند ولی با این همه در برخی رنگها، ناگزیر برخی مواد شیمیایی به کار می برد که جز این هم چاره ای نیست. «نقشهای قالی ترکمن با رنگرزی ثابت بافته نمی شوند بلکه تنوع محدودی دارند و این تنوع بیشتر تاریخی است تا جغرافیایی، مثلاً در بافته های قرن سیزدهم هجری ترکمنها، رنگ آبی ویژه یی (نیلی، کبود) به کار می رفته که در قرن چهاردهم متروک شده ولی هم اکنون به یاری هنرمندان از نو زنده شده است.»

منابع
ترکمنهای جهان، مراددوردیف، شهرات قادیرف، ترجمه امانگلدی ضمیر، انتشارات درخت بلورین، تهران چاپ اول 79.
فرشهای ترکمنی، بوگولیوبوف، ترجمه ناز دیبا خزیمه علم، تهران موزه فرش ایران 1356.
نقشهای قالی ترکمن و اقوام همسایه، علی حصوری، انتشارات فرهنگان، چاپ اول ۱۳۷۱.
نیاز جان و فرش ترکمن، ذبیح الله بداغی، انتشارات فرهنگان، تهران، چاپ اول 1371.