زبان ها آیکن زبان ها
لودر سایت
لودر سایت
نوامبر 26, 2020 ذليلي از شاعران تركمن، قرن سيزدهم هجري، از طايفه گوگلان – تيره گركز – بخش نظر قل…

ذليلي از شاعران تركمن، قرن سيزدهم هجري، از طايفه گوگلان – تيره گركز – بخش نظر قل…


ذليلي از شاعران تركمن، قرن سيزدهم هجري، از طايفه گوگلان – تيره گركز – بخش نظر قلي و شاخه كمرلر بود كه دردامان پدري به نام «مامد دولت» و مادري به اسم «خرما» (خواهر زادهي مختوم قلي فراغي ) متولد و پرورش يافت. سال تولد ذليلي را 1220 هجري قمري و در اطراف رود اترك ذكر كرده اند همچنين وي در قاري قلعه هم زندگي كرده است ولي بيشتر عمر خود را در حوالي رود اترك گذرانده است ذليلي پس از اتمام تحصيلات اوليه در زادگاهش به سوي خيوه رهسپار شد و تحصيلات عالي خود را در مدرسه شير غازي گذارند. وي آثار شاعران و نويسندگان قبل از خود را خصوصاْ ديوان مختومقلي فراغي را مطالعه و فرا مي گيرد. اشعار اين شاعر و اديب تركمن هم در دوران ناامني ،تعصبات قومي و مدهبي، جنگ ها و غارت ها، مملو از مضامين مختلف از جمله بازتاب درد، رنج و فقر مردم تركمن ناحيه زندگي اش مي باشد: وي شغل ساخت زيور آلات كه شغل دايي اش مختومقلي فراغي بود ادامه مي دهد و استاد ماهري مي شود. وي در جواني عاشق دختري به نام دوندي مي شود ولي به دلايلي از جمله فقر موفق به اين وصلت نمي شود،‌ وي با دختر ديگري به نام نوري ازدواج مي كند كه حاصل آن پسري به نام مامد دولت است.
در سال 1819 ميلادي خان خيوه، محمد رحيم خان مقاومت تركمن ها را در هم شكست و سرزمين شاعر را غارت و ذليلي را به اسارت درآورد،‍‍ شاعر هفت سال را در خيوه در اسارت بسر برده و قسمت اعظم آثار خويش را مانند مسعود سعد سلمان در اسارت سروده است.درآنجا بود كه وي با سيدي خوجه شاعر تركمن باب الفت و مرافقت را گشود. سروده هاي ذليلي بعد ها در فراق همين دوستش يكي از بهترين يادمان هاي وي گرديد. قربان دردي ذليلي بعد از مرگ محمد رحيم خان از خيوه گريخته، به زادگاهش باز مي گردد، آثار اين شاعر رزم جو نيز به آفرينش ادبي سيدي مشابهت كلي داشته و بين هر دو مناسبت دوستانه نزديكي برقرار بوده است.ذليلي حدوداْ در سال هاي 1272-1273 هجري يعني در سن 54 سالگي فوت نموده است.

نوامبر 17, 2020 نگاره منتسب به خاص حاجب(Yūsuf Balasaguni)
یوسف خاص حاجب کیست؟
نزديك نيم قرن پس ا…

نگاره منتسب به خاص حاجب(Yūsuf Balasaguni) یوسف خاص حاجب کیست؟ نزديك نيم قرن پس ا…


نگاره منتسب به خاص حاجب(Yūsuf Balasaguni)
یوسف خاص حاجب کیست؟
نزديك نيم قرن پس از آن كه تركان بلاساغون(بلاساغون در نزدیکی بورانا) با ميل و رغبت دين اسلام را پذيرفتند،در همان شهر در سال 412 هـ. كودكي چشم به جهان گشود كه او را 
يوسف(Yūsuf Balasaguni) ناميدند.
یوسف علاوه بر زبان‌ تركي،زبان های عربي، سغدي و فارسي دري را آموخت. به تحصيل آثار عربي ابن سينا پرداخت. گفته شده است كه پيش وي تلمّذ نيز كرد. در عروض و بلاغت و كلام،‌ سرآمد دوران شد و همچون حجت الحق ابوعلي سينا به مقام‌هاي درباري عصر خود دست يافت.
مثنوي قوتادغوبيليگ را در سال 462 هـ . در پنجاه سالگي در كاشغر به پايان آورد و به خاقان تاوغاج بغراخان ابوعلي حسن فرزند سليمان ارسلان خان تقديم داشت. خاقان مسلمان ترك، اثر با ارزش فلسفي و اجتماعي او را پسنديد و به آن بها داد و وي را از مقام صدارت تا رتبه‌ي «خاص حاجب» ارتقاء داد. او قبل از سال 495 هـ . سال شكست خاقان به دست بوميان غير مسلمان، روي در نقاب خاك كشيد.
قوتادغوبيليگ (سعادت نامه) در 6645 بيت به وزن متقارب مقصور در شكل مثنوي سروده شده است.
اين مثنوي گرانقدر از نخستين آثار اسلامي به شمار مي‌رود و حاوي يك داستان بلند تمثيلي است. چهار شخصيت اصلي در آن اثر، نمادهاي عدالت، دولت، عقل و قناعت هستند. گون دوغدي، سمبل عدالت، آي دولدي نماد دولت، اؤغدولموش، ممثل عقل و اودغورموش نماينده‌ي قناعت هستند.
يوسف خاص حاجب، بدانگونه كه از قوتادغوبيليگ مستفاد مي‌شود با فلسفه‌ي يونان،‌ آثار متفكران عالم اسلام نظير الكندي، فارابي و ابن سينا آشنا بوده است. در كتاب خود، داستان‌هايي از حضرت موسي، حضرت عيسي و اسكندر ذوالقرنين مي‌آورد.در قوتادغوبيليگ، يوسف خاص حاجب، دانش بشري را به سه نوع تقسيم مي‌كند:
آويچغا سؤزو (= سخن شفاهي پيران و دانش سالخوردگان).
بيليگليك سؤزو (= آثار مكتوب انديشمندان).
شاعر سؤزو (= ادبيات منظوم).
#yenebizturkmen😍💪💪 #turkic_council

ترکمن ها در قرن 12- 10 ه.ق


(برخورد ترکمن ها با ازبکان- امرای بخارا- شاهان صفوی و روسها)
در این ایام کشورهای اروپایی در نتیجه انقلابات صنعتی به سرعت رشد می کنند و کشورهای آسیایی به صورت کشورهای مستعمره و نیمه مستعمره در آمدند، در آسیای قرن 12- 10 ه.ق دولت های جدیدی ظاهر شدند، سرزمین ترکمن بسیار عقب مانده بود، وجود طوایف چاروا و نمیه چاروا مؤید این امر است. ترکمن های نواحی شمالی (بالقان) به سمت جنوب کوچ کرده در آخال، اترک مرو و گرگان مسکن گرفتند. ترکمن ها در نتیجه هجوم اقوام غارتگر به طوایف پراکنده تبدیل شدند. ازبکان در قرن 9 ه.ق در دشت قبچاق دولتی تشکیل داده بودند و رهبر آنان شیبانی خان، بعد از مرگ سلطان حسین بایقرا، مرو، اورگنج و حتی استرآباد را فتح و سمرقند را پایتخت خود قرار داد. به این ترتیب ترکمن ها این بار تحت اسارت ازبکان در آمدند.

شیبانی خان در گذشته بارها به میان ترکمن ها رفت و آمد داشت، حتی یکبار در حین فرار، به میان ترکمن های مونگ قشلاق آمد. در ایام نبرد با تیموریان، وی ترکمن ها را مجبور ساخت که تحت نظر وی در قلعه «بولدوم ساز» زندگی کنند. سپس قلعه آداق را که متعلق به ترکمن ها بود فتح کرد. ترکمن هایی که مقاومت کرده بودند به سختی مورد آزار و ستم قرار گرفتند. در ادامه تاخت و تازهای خود، شیبانی خان با اسماعیل شاه صفوی و قشون قزلباش روبرو گردید. در سال 916 قمری شاه اسماعیل به سمت خراسان حرکت کرد، شیبانی خان از هرات مخفیانه به مرو گریخت. به این ترتیب در قرن 10 قمری در این مناطق 3 دولت بوجود آمد. در ایران صفویان، امرای بخارا و در خوارزم نیز دولت ازبکان.
جنگ صفویان با ازبکان باعث نابودی راه های تجاری و در نتیجه عقب ماندگی ترکمن ها را سبب گردید و در ضمن تسلط روس ها را بر مناطق دریای خزر سرعت بخشید.
ترکمن ها در اوایل قرن 10 قمری مثل سابق به صورت طوایف پراکنده زندگی می کردند. اطلاعات ما درباره ترکمن های این دوره بسیار پراکنده و مقطع است. در بالقان های بزرگ و کوچک طایفه ارساری و در نزدیکی آنان سالرهای خراسان زندگی می کردند و نیز تکه ها و یموت ها، ساریق ها از طوایف عمده دسته دوم محسوب می شدند. مناطق مسکونی آنان شرق دریای خزر، اوست یورت و مونگ قشلاق و ساری قمیش بود. در این مناطق چاه های معمولی و سنگی قرار داشت. تکه ها به یموت ها و ساریق ها «سالرهای بیرونی» می گفتند اینان در همسایگی ارساری ها زندگی می کردند.
چاودیر ها و ایگدیرها در ردیف سوم از بزرگترین طوایف محسوب می شدند که در همسایگی ازبکها زندگی می کردند. ابولغازی و سایر مولفان از طایفه دیگری به نام «ارابه چی ها» یاد می کنند ولی از مسکن آنها اطلاعی نمی دهند. شاید مسکن آنها در اوست یورت و مونگ قشلاق باشد چون در این مناطق چاه هایی بنام «گوگلن چاه» وجود داشت ولی دسته ای از گوگلان ها (مثلا گرکزها) در بالقان زندگی می کردند.
دسته زیادی از ترکمن های چاروا در اوزبای، ساری قمیش و خوارزم نیز زندگی می کردند.از کنار دریای خزر تا اورگنج و بولدوم ساز و شهر وزیر منطقه ترکمن نشین محسوب می شد. در کنار ساری قمیش در آداق، ترکمن های آداق لی حزر زندگی می کردند. در بالقان و غرب آن آل ایلی و در لب دریای خزر دویاجی ها مسکن داشتند. تمامی این ترکمن ها به دو دسته «سوین خان ها» و «اسن خان ها» تقسیم می شدند. به دسته اول طوایف بزرگ و به دسته دوم طوایف «ایگدر»- «ابدال»، «چاودر» و سایر طوایف کوچک بستگی یافتند.
در منطقه «درون» طوایف «یازیر» و «قره داشلی» زندگی می کردند. این مطلب که طایفه نخور ساکن جلگه نخور، ترکمن به حساب آید خیلی مشکل است، آیا آنان ترکمن بودند یا نه؟ به ساکنین اصلی این جلگه در قرن 10 قمری طوایف دامدار کوهستانی کوپت داغ- عناصری از اوغوز- ترکمن- مخلوط گشته است. مهاجرین به تدریج زیاد شده ساکنین اصلی را تحت الشعاع خود قرار دادند ولی از اتمام این جریان و نحوه ترکیب آنان اطلاعی در دست نیست.
در اوایل قرن 10 قمری کشاورزان خراسانی ساکن جلگه های کوپت داغ و مرغاب با ترکمن ها مخلوط شدند و تحت تسلط آنها درآمده، از نام نژادی شان نشانی به جا نمانده ولی دسته دیگر به علت کوتاهی زمان نام خود را حفظ کردند مانند «مهین»، «اناو» و احتمالا «مختوم» و «مجاور».
گذشته از این مولفان این دوره به جلایریان نیز ترکمن می گفتند. طوایق گوگلان و گرایلی (گرایلی ها از طایفه کراییت مغول هستند) و نیز از ساکنین اترک به عنوان ترکمن های لب رود ذکر می کنند که مترادف با سوین خان و یا بخشی از آن می باشد. احتمال اینکه بخشی از تکه ها به نام تقتامیش در این منطقه زندگی می کردند نیز هست.
نحوه معیشت ترکمن ها یکسان نبوده است. اگر به وضع خراجی که به خان خیوه می دادند نظری انداخته شود، ارساری ها، سالرهای بیرونی (تکه ها، یموت ها و ساریق) «سن ایلی ها» و گوگلان ها و ارابه چی ها به دامداری مشغول بودند. سیاح انگلیسی «جینکسون» در سال 1558 م- 966 ه.ق در سفر خود از آستراخان (هشتر خان) به خیوه می نویسد: «از کنار دریای خزر تا قلعه شهر وزیر شهر و محل سکنای دائمی وجود ندارد. آنان با دام ها خود از نقطه ای به نقطه دیگر کوچ می کنند و شتر فراوان دارند.»
با این حال در نقاط سرسبزی طوایفی نظیر آداق لی، آل ایلی، دیاجی ها، خراج خود را با غله می پرداختند. حتی ابولغازی از باغ انگور آنها نیز صحبت می کند، خربزه های بزرگی می کاشتند و آنرا بعد از ناهار به عنوان نوشیدنی می خوردند، هندوانه و ذرت نیز عمل می آمد. ترکمن های لب دریا تا اترک با دامداری مشغول بودند ولی در کنار آن کشاورزی دیمی و گاه آبی نیز رواج داشت. در بالقان های بزرگ و کوچک و در کنار چشمه های کوهستانی طوایف ترکمن (ارساری، دیاجی، قرا اویلی) به کشاورزی مشغول بودند. روابت قدیمی گرکزها از طایفه گوگلن، از کشاورزان در بالقان و گرکزداغ خبر می دهد.
ایمرهای اترک نیز زمین های زیادی کشت می کردند. علاوه بر کشاورزی شکار نیز رایج بود. آن هم با بازهای شکاری (لاچن) نوعی تفنن و مهارت بود. ماهیگیری و صنایع دستی خانگی نیز در سطح وسیع جریان داشت. از صنایع خانگی (قالیبافی، وسایل زین اسب، نمدمالی، کوزه گری با گل مخصوص تویون، تیر و کمان سازی و …)متاسفانه کمتر در منابع یاد شده است.
از نظر نظامات طایفه ای دگرگونی هایی بوجود آمده و روابط عشیره ای جای خود را به روابط خان سالاری و همراه با آن نقش یاش اولی ها (ریش سفیدان) کامل مشهود بوده است.
بعد از مرگ شیبانی خان ترکمن های خیوه تحت تابعیت شاه اسماعیل صفوی در آمدند ولی بعد از مدت کوتاهی با سرکردگان ازبک ها علیه شاه اسماعیل متحد شدند، سپس ایلبارس خان ازبک و برادرش برای مسلط شدن به ترکمن ها جنگیدند.
با مرگ شاه اسماعیل حاکمیت وی بر ترکمن ها پایان یافته، از سوی دیگر عبیدالله خان از این فرصت استفاده کرده مرو و هرات را متصرف گردید. خان های خیوه نتوانستند تمامی ترکمن ها را مطیع خود سازند. به ترکمن های مطیع شده خراج تحمیل گردید. بعد از مرگ ایلبارس خان، ترکمن ها قیام کرده 40 تن از خراج گیران را کشتند. بازماندگان ایلبارس خان یعنی صوفیا و آقتای خان بر ترکمن ها تاخته و عده زیادی مردان، زنان و بچه ها را کشته و اسیر کردند، بعضی از طایف نظیر ارساری، سالر، تکه و یموت و ساریق ها در مناطق کوهستانی بدون آب «چوتاق» پنهان شدند. ترکمن ها در اثر محاصره قلعه خود بعد از 3 روز بی آبی تسلیم شده و درباره شرایط تسلیم ریش سفیدان را اعزام کردند، شرایط تسلیم بسیار سنگین بود. ترکمن ها باید 40000 گوسفند – برای هر نفری که کشته شده 10000 گوسفند- می پرداختند. از این مقدار 16000 گوسفند را ارساری ها، 16000 را سالرها و 8000 را تکه ها و یموت ها و ساریق پرداختند. به این ترتیب این جریمه به خراج سالیانه که می پرداختند مبدل گردید و طی نسل های متمادی از ترکمن ها اخذ گردید. در اطلاعات دیگری ابولغازی، طایفه ارابه چی ها را نیز جزء پرداخت کنندگان جریمه به مقدار 4000 گوسفند، گوگلان ها 12000 می داند و نیز ترکمن ها غذای غذای لشکریان خان را نیز با گوسفند پرداختند. دویاجی، آداق لی و آل ایلی ها با غله خراج را پرداختند.
علاوه بر پرداخت خراج از نظر سیاسی نیز رهبران ترکمن ها بعد از ازبک ها در مقام دوم قرار گرفتند. طوایف ترکمن مجبور به کوچ های اجباری شده و طی ادوار مختلف از نقطه ای به نقطه ای دیگر فرار می کردند و این مسئله سبب نابودی وضع کشاورزی ترکمن ها شد و بالاخره با اسکان در مناطق رود سومبار، اترک، کوپت داغ، تجن و مرغاب و آمودریا ختم گردید.
در دولت هایی که در خوارزم تشکیل می شد ازبکان نقش سرکردگی را داشته، ترکمن ها نیز نقش بزرگی و گاه اساسی به عهده داشتند. در اوائل قرن یازدهم محمد زمان تیموری با تکیه بر خان های جرجان و گرائیلی ها و ترکمن های سوین خانی در استرآباد حکومت کوچکی بوجود آورد ولی حاکمان این منطقه با کمک شاه اسماعیل علیه وی بپاخاسته، محمد زمان به محل ترکمن های سوین خان پناهنده گردید.
همچنین در این ایام دین محمد خان حاکم خوارزم برای تصرف خوارزم و رویاروئی با شاه تهماسب اول به ترکمن ها روی آورد و به آنها گفت: « ما شما را در ردیف فرماندهان (تارخان) بحساب می آوریم و در نزد خود به شما جای نیکوئی می دهیم، قشون شما را جزء قشون خود بحساب می آوریم و شما را در ردیف فرماندهان ازبک قرار می دهیم.» وی به ترکمن های آداق لی حزر روی آورد. در ایام حکومت دین محمد خان ترکمن ها مقام مهمی داشتند و ترکمنی به نام «لاینا» به مقام ترومچی بگ (؟) رسیده است.
در ایام بعد از دین محمد خان، باز هم ترکمن ها مقام مهمی داشتند. در سال 1001 قمری در حین لشکرکشی علیه خان بخاراوی (نورمحمد خان) و «ازبکان راحت طلب» را کشته و فرماندهی قشون را به ترکمن ها سپرد. در این نبرد ترکمن های آل علی و جلایریان شرکت داشتند.

منبع:
تاریخ سیاسی اجتماعی ترکمن ها- امین الله گلی