زبان ها آیکن زبان ها
لودر سایت
لودر سایت

مقام های معروف موسیقی ترکمن


مقام کور اوغلی
مقام کور اوغلی بر اساس حماسه ی کور اوغلی ساخته شده ست که در بین قبایل ترک و ترکمن، از شهرت خاصی برخوردار است.
بر اساس این داستان، پدر کور اوغلی به دستور خان کور می شود و او با پسر خود، کور اوغلی، که در همه امور، صادق و صمیمی است در قلعه «چنبلی بین» مسکن می گزیند، در حالی که چهل فدایی به همراه دارد. آنگاه کور اوغلی سوار بر « قیر آت » اسب مخصوص خود، قیامی بر ضد خان و ایادی او را رهبری می کند.

مقام بال صایاد
مقام بال صایاد یکی از شاخص ترین سروده ها در موسیقی ترکمن است و اشاره دارد به داستان عاشق شدن (همرا) به (صایاد).
بر اساس این داستان، همرا پسر امیر در شب ازدواج با سروناز دختر وزیر، شرح زیبایی صایاد را می شنود و نادیده عاشق می شود. آنگاه به همراه پدر به جست و جو می پردازد. پدر با دیدن صایاد عاشق تر از پسر می شود، اما به خاطر پسر از عشق خود می گذرد و صایاد را به عقد همرا در می آورد. پس از آن صایاد و سروناز در کنار همرا زندگی سعادتمندانه ای را آغاز می کنند.

در این داستان چند نکته جلب توجه می کند:
1- وجود تعدد زوجات در بین ترکمن ها امری عادی بوده ست.
2- ایثار و از خود گذشتگی، چنان که پدر به خاطر پسر از عشق خود می گذرد.
3- در این داستان، نام پدر صایاد، شاه عباس ذکر شده است؛ بدین جهت احتمال می رود که داستان در عصر صفویه سروده شده باشد.

مقام گوگ دفه / گوگ تپه
این مقام بیانگر حادثه ی گوگ تپه و جنایات جنگی روس ها در سال 1881 میلادی و قتل عام ترکمن ها در این قلعه است.

مقام دأرایی دؤن لی
این مقام اشاره دارد به داستان ازدواج «سلطان نایچی / سلطان نی نواز» که نی نوازی او شور و حالی داشت. حادثه چنین اتفاق افتاد که:
آتی بای برای آخرین پسرش عروسی مفصلی به راه انداخت و در آن از سلطان نایچی دعوت کرد تا نی بنوازد. شب هنگام که سلطان نایچی که شروع به نواختن نی کرد، پیرمردها / یاشولی ها در داخل اُی / آلاچیق، جوان ها در خارج اُی و کودکان و نوجوانان در بالای اُی جای گرفتند تا شاهد هنرنمایی هنرمند نی نواز باشند.
آنگاه که نی نواز به اوج هنر خود رسید و همگی گوش جان به نوای نی سپرده بودند دختری قوی جثه و یتیم که در سقف اُی جای گرفته بود از « تؤینیق » به دامان نی نواز غلتید.
همگی دچار بهت و حیرتی وصف ناپذیر شدند و نی نوار نوای نی را قطع کرد. در بحبو ای این بهت و حیرت یکی از بزرگان داخل اُی این حادثه را به فال نیک گرفت و گفت: این دختر هدیه ای الهی است به نی نواز فقیر، پس آن دو را به عقد هم در آوردند و خانه را خالی از اغیار کردند.
فردای آن شب، نی نواز به شکرانه ی این نعمتی که نصیبش شده بود آهنگ شورانگیزی خلق کرد که به نام «دأرایی دؤن لی » شهرت یافت؛ زیرا که عروس خانم را جامه ای از جنس دأرایی / ابریشمی، پوشانیده بودند.

مقام یاغما بولؤت/ نبار ای باران
این مقام، داستان ساییل بخشی است که عاشق دختری به نام اوغل امان بود، اما معشوق او اعتنایی نداشت. ساییل بخشی این مقام را زمانی ساخت که نم نم باران، جامه های دلدارش را خیس کرده بود و او چنین سرود و خواند:
بیر بوله جیک گلدی یاغماغا
یاغما بولوت نازلی یارینگ اوستینه
یاریم اؤیدن چیقدی قویون ثاغماغا
بال ام بولثانگ، دامما اونینگ اوثتینه

ترجمه:
پاره ای ابر بهر باریدن، در فضا چرخید تا ببارد. گفتمش: ای ابر، درنگی کن، چون که نگارم شیر می دوشد، اگر چه بارش ات عسل باشد.

مقام ثالتیق لار
سازنده ی این مقام، هنرمندی بود به نام قربان عالی فرزند مرد عالی از مردم دورون واقع در ترکمنستان امروزی، از تیره ی ثالتیق، طایفه ی یمره لی.
قربان عالی در 35 سالگی با دختری به نام آرتیق نیاز ازدواج کرد. طولی نکشید که در جنگ با راه زن ها اسیر شد و در اسارت، چشم های خود را از دست داد. پس از آزادی از یافتن یار خود عاجز ماند تا این که مردی هدایت او را تا زادگاهش به عهده گرفت.
آن دو در کناری مشغول استراحت بودند که مردی بر آنها گذشت و قربان عالی در خطاب به او با آوازی حزین و با مطلع زیر چنین خواند:
دؤر قارداشیم ثندن خبرآلایین آرتیق نیاز یاریم امان می
ترجمه: ای برادر! لحظه ای درنگ کن و بگوی که آیا از یار من آرتیق نیاز خبری داری؟

این شعر و آهنگ به ترتیب زیر شهرت یافت:
1- قربان ثالتیق نینگ آیدیمی / ترانه ی قربان ثالتیق
2- ثالتیق نینگ آیدیمی / ترانه ای درباره ی ثالتیق
3- ثالتیق آیدیمی / ترانه ی ثالتیق

این آهنگ را بعدها بخشی های نامبرده ذیل گسترش دادند:
1- امان گلدی گؤنی 2- قؤل گلدی اوستا 3- شکر باغشی 4- کل باغشی 5- تاج مأمت سوخان قلی 6- میلّی تاج مراد 7- پورلی ثاری 8- چاری تاج مأمت.

مقام ثالتیق آیدیمی امروزه شامل 7 قسمت است و با نام ثالتیق لار شهرت دارد و با شیوه های گوناگون نواخته می شود. سخی جبار هنرمند ترکمنستانی با یکی از قسمت های هفت گانه این مجموعه آوازی ساخته است به نام « اُپ ثم اولدیرار لار، اُپ مه ثم اولیم / گر ببوسم یا نبوسم، در هر حال کشته خواهم شد.»
قربان عالی آثاری چند در زمینه ی ادبیات شفاهی از خود به یادگار گذاشته است. از آن جمله است:
1- دولت یار 2- سیف الملک و مدح الجمال 3- یوسف و احمد.
قربان عالی در سال 1810 میلادی در مانقشلاق وفات یافت.

مقام زهره و طاهر
این مقام داستان عاشقانه ی زهره دختر پادشاه تاتارها و طاهر پسر وزیر است که در مکتب خانه، همدرس بودند. شاه به وزیر قول داده بود که طاهر را به دامادی بپذیرد، اما خلاف وعده کرد و به جای دادن دختر، طاهر را در داخل صندوقی به دریا انداخت. ماهم دختر پادشاه بغداد او را از دجله گرفت و خاطر خواهش شد.
طاهر پس از 7 سال زندگی با ماهم به دیار خود برگشت و به فرمان پدر زهره کشته شد. زهره نیز به دنبال مرگ معشوق خودکشی کرد. ماهم به خون خواهی برخاست و شاه تاتار را شکست داد. در این هنگام زهره و طاهر به فرمان خداوند زنده شدند و طاهر با دو محبوب خود (زهره و ماهم) زندگی جدیدی شروع کرد.

منبع: کتاب نگاهی به فرهنگ مادی و معنوی ترکمن ها
تالیف: گنبد دردی اعظمی راد

یاغما بولت (ای ابرها نبارید) ، مقام موسیقی


فصل بهار، فصلی که تمامی موجودات را به شور و هیجان می آورد، در صحرای ترکمن حکم می راند. پروانه های رنگارنگ در میان گل های زیبا در پرواز بودند. پرندگان زیبا در الحان گوناگون نغمه سرایی می کردند و ریاحین هزار و یک رقم بوی خوش را می پراکند.
در همان زمان که طبیعت این همه زیبایی را به صحرا بخشیده بود، ابدال بای هم روستایی ساییل بخشی جوان به ییلاق رفته بود. تعداد بزها و گوسفندان ابدال بای از ده هزار می گذشت. او هر سال موقع ییلاق خمره های ساره یاغ (1) را به همراه کاروانیان به شهرهای مشهد، بخارا، خیوه روانه می کرد و بر دارایی اش می افزود. عروسان و دخترانی را که برای گرفتن کره و سارغان (2) مایل به کار بودند، به خدمت می گرفت. ابدال بای یک سوم کره ها و سارغان ها را که از یانلیق ها (3) به دست می آمد به آنها می داد. فقیران برای اینکه بتوانند برای زمستان سخت خود قاتق نانی مثل کره، سارغان، کشک و خامه داشته باشند گروه گروه در آنجا کار می کردند.
ساییل بخشی عاشق اُغل امان تنها دختر قینیش آپای بیوه شده بود، اما دختر توجه ای به دلداده خود نداشت. به همین خاطر ساییل بخشی او را بوینی یوغین (4) نام نهاده بود. ساییل بخشی که از رفتن معشوق بدانجا خبر یافته بود، برای چوپانی کردن در آن صحرای زیبا به ییلاق رفت. اُغل امان پر از ناز و کرشمه بود. او به حرفها و سخنان ساییل توجهی نداشت و جوابی نمی داد و با این کار دل بخشی را در آتش گداخته بود. به همین خاطر پیش خودش نام او را بوینی یوغین گذاشته بود.
آغل ها و خمیه ها برپا شد. چوپانها چالمارهای (5) خود را آماده ساخته بودند. شیردوشی شروع شد و ماست ها درون بیست، سی یانلیق جای گرفت. از ضربه های پیشک (6) دختران یانلیق نزدیک بود بترکد. از هر یانلیق کرده زیادی بیرون می آمد و درون دیگهای مخصوص قرار داده می شد. کره های جوشیده درون خمره ها قرار می گرفت و بدین ترتیب ییلاق دامه داشت.
نزدیکی های ظهر، گله های گوسفندان از بلندی ها به سوی آغل های ییلاق روانه شدند. ساییل بخشی که در پی بره های سیاه رنگ به این سو و آن سو می دوید، سخت گرسنه و خسته شده بود. او بره ها را به آن سوی تپه ای که در طرف جنوب قرار داشت روانه کرد و به سوی خیمه ای که به آغل چسبیده بود، رفت. برای خستگی درکردن چای سبز آماده کرد. دختران و عروسان میش هایی را که به آغل آمده بودند، در جایگاه شیردوشی قرار دادند و شروع به دوشیدن آنها کردند.
اکنون وقت آن بود که ساییل بخشی مثل هر روز از روزنه های آغل به تماشای حرکات محبوبه خود بنشیند. او هر روز برای چنین فرصتی بی صبرانه لحظه شماری می کرد.
درون آغل ساکت و خاموش بود. تنها صدای ریختن شیرها به درون ظرف ها شنیده می شد. بخشی جوان از نوشیدن چای سبز تنگچه (7) فارق شد. سینه ای صاف کرد و دوتارش را به دستش گرفت و آرام شروع به نواختن کرد.
در همان هنگام باران گرفت و بر روی دختران شیر دوش شروع به باریدن کرد. ساییل بخشی باران را که بر روی دلدارش می بارید و او را خیس می کرد، مورد خطاب قرار داد و خواند:
بیر بؤله جیک بولوت گلدی یاغماغا
یاغما بولوت نازلی یارینگ اوستونه
یاریم اویدن چیقدی قویون ساغماغا
بال-ام بولسانگ، دامما یارینگ اوستونه

ترجمه
قطعه ای ابر آمد تا ببارد
ای ابر بر روی یار نازنین من مبار!
او برای دوشیدن میش ها از خانه بیرون آمده است
اگر عسل هم باشی بر روی یار من مبار.

بدین ترتیب مقام «یاغما بولوت» (ای ابرها نبارید!) که بخشی ها آن را با علاقه می خوانند، بوجود آمد.

زیرنویس ها:
1- ساری یاغ (روغن زرد) : مسکه جوشیده که می توان آن را به مدت طولانی نگهداری کرد.
2- سارغان: غذایی که از آغوز بدست می آید.
3- یانلیق: پوست بز دباغی شده، در آن ماست می ریزند و بر هم می زنند تا روغن آن گرفته شود، یاییق هم می گویند.
4- بوینی یوغین: گردن کلفت، مستبد
5- چالمار: استراحتگاه که چوپانان برای خود درست می کنند.
6- پیشک: وسیله ای چوبی که برای برهم زدن و روغن گرفتن از ماست یانلیق استفاده می شود.
7- تُنگچه : (تنگ + چه) تنگی که چوپانان برای جوشاندن آب و دم کردن چای استفاده می کنند.

نویسنده: الله بردی دردیف
ترجمه: عبدالحکیم مختومی